آسمانی تر از آن بود که بر خاک نشیند!!!
ساعت به ساعت ، روز به روز ، ترم به ترم ، سال به سال ... گذشت و امروز...
امروز دیگه واقعا روز آخر بود ، روز وداع با همه خاطرات چهار سال دانشجویی ، سال هایی که دیگه هیچوقت برام تکرار نمیشه. از این سال ها برام فقط یه عالمه دوستی های بی ریا موند که بعید میدونم دیگه هیچ دوره ای این صداقت ها تو رفاقت ها پیدا بشه. پس با صدای بلند داد می زنم :
دوستتون دارم دوستای دوست داشتنی ...
روحت شاد محمد !!!!!

«و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید»!!
محمد وفائی از جمع ما رفت !!
عاطفه جان تسلیت میگم از طرف همه ی بچه ها!!
روحش شاد و یادش گرامی !!!
نام : Oxford Dictionary of Law
ناشر : Oxford University Press
نویسنده : Elisabeth A. Martin
تعداد صفحه : 562
زبان : English
فرمت فایل : PDF
حجم فایل : 4.3 مگابایت
نسخه: PDF انگلیسی
اندازه فايل: 4.21 کیلو بایت
دریافت کتاب: Oxford Dictionery Of Law
***************![]()
توضیحات:
شما قصد دريافت كتاب "Oxford Dictionery Of Law" را دارید. برای دريافت كتاب باید برروی دکمه ««« دريافت كتاب »»» کلیک کنید.
براي مشاهده ي اين كتاب و ديگر كتاب هاي اين پايگاه نيازمند نرم افزاري براي باز كردن فايلهاي با پسوند pdf هستيد
منبع :http://www.online-law.ir/download-nfile-98.php
قانون تشدید مجازات کبوتر پرانی مصوب 1351/3/15 با اصلاحات بعدی ماده واحده – به منظور تامین حفاظت پرواز هواپیما ها هر کس در شعاع چهل کیلومتری فرودگاهها و همچنین درمناطقی که از طرف وزارت جنگ ممنوعه اعلام گردد مبادرت به کبوتر پرانی نماید به سه سال حبس تادیبی محکوم خواهد شد.
تبصره 1- وزارت جنگ محل فرودگاهها و نقاط ممنوع را وسیله یکی از روزنامه های کثیر الانتشار مرکز به اطلاع عموم می رساند و پس از انقضاء پانزده روز از تاریخ انتشار آگهی اقدام به کبوتر پرانی مستوجب مجازات مذکور در این قانون خواهد بود.
تبصره 2(الحاقی 1353/5/8) نگهداری و پرورش کبوتر در حدود و مناطق مذکور در این ماده منوط به تحصیل پروانه است که در حوزه استحفاظی شهربانی از طرف شهربانی کشور و در حوزه استحفاظی ژاندارمری از طرف ژاندارمری کشور صادر می شود .
شرایط و ترتیب صدور پروانه به موجب آیین نامه ای که از طرف وزارت کشور تهیه و به تصویب هیات وزیران خواهد رسید تعیین می شود.
هر کس بدون پروانه مبادرت به نگهداری و پرورش کبوتر در حدود و مناطق مزبور نماید به حبس جنحه ای تا شش ماه محکوم می شود.
البته با توجه به سال تصویب احتمال نسخ این قانون نیز وجود دارد که بنده اطلاعی در این رابطه ندارم.کبوتر بازان عزیز در این زمینه تحقیق نمایند و به بنده اطلاع دهند .البته کبوتر پرانی می تواند از باب مزاحمت نیز مورد توجه باشد و اینکه اگر در قانون در مورد عملی مسکوت باشد ممکن است با استناد به عمومات جزایی و یا عناوین دیگر مورد شکایت قرار بگیرند .مانند مزاحمت و ...
کلید واژه های سالی که گذشت
بی هیچ تردیدی ، سال1388 خورشیدی ، یکی از پرحادثه ترین سال های تاریخ معاصر ایران به شمار می رود و سالیان دراز درباره این سال خواهند گفت و کتاب ها خواهند نوشت.
این سال ، سالی بود پر از کلیدواژه هایی که رمز عبور آیندگان برای مرور 1388 خواهد بود ، واژه هایی که بسیار تکرار شدند و بارمعنایی خاصی یافتند.
آنچه در زیر به روایت عصرایران می آید ، تنها بخشی از کلید واژه های سالی است که اکنون بخشی از تاریخ ایران است و دیر نیست که وقایع آن از سینه ها و زبان ها بر کتاب های قطور منتقل شود تا فرزندان مان بخوانند و بدانند که در 1388 سرزمین شان شاهد چه رویدادهایی بود.
اصلاح الگوی مصرف
رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی خود سال 88 را سال حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف نامیدند و صد حیف که این رویکرد - که دوای بسیاری از دردهای اقتصاد ملی ماست - در هیاهوی دعواهای سیاسی سال گذشته چندان عملیاتی نشد.
با این حال ، از آنجا که اصلاح الگوی مصرف، شعاری است که تاریخ مصرف محدود ندارد ، بی گمان باید همواره به عنوان یک اصل استراتژیک مد نظر تصمیم سازان مملکت باشد.
انتخابات
از نخستين روز سال 88 تا 29 اسفند آن سال ، بي گمان پر دامنه ترين بحث ها و جدل ها ، پيرامون اين کلمه بود.
تا قبل از 22 خرداد 88 ، کلمه انتخابات با "گمانه زني" همراه بود که "چه کسي رأي مي آورد؟" ولي بعد از 22 خرداد گمانه زني ها جاي خود را به "قضاوت" دادند که طي آن عده اي بر سلامت انتخابات و برخي نيز بر ناسالم بودنش اصرار داشتند.
بي گمان در هيچ سالي از تاريخ ايران ، "انتخابات" تا بدين اندازه "کليدواژه" نبود.
مناظره
تا پيش از اين ، نسل اول انقلاب ، وقتي کلمه مناظره را مي شنيدند ، عمدتاً به ياد مناظره هاي صريح و بي پرواي تلويزيوني در اوائل انقلاب مي افتادند و در خاطراتشان صحنه هاي رودر رويي فکري شهيد بهشتي با کيانوري و ... را مرور مي کردند.
اما امروز ، هم نسل اولي ها و هم اخلاف آنها ، با شنيدن اين کلمه ، فوراً شب هاي خرداد 88 و مناظره هاي داغ کانديداهاي رياست جمهوري ، مخصوصاً مناظره احمدي نژاد و موسوي را به ياد مي آورند.
چيز - بگم ؟ بگم؟
ميرحسين موسوي در مناظره اش با احمدي نژاد ، وقتي عصبي شد ، مدام به جاي کلمات ديگر ، از واژه جايگزين"چيز" استفاده کرد.
محمود احمدي نژاد نيز وقتي مي خواست درباره همسر موسوي صحبت کند ، با لحن خاصي پرسيد:"بگم؟ بگم؟"
اين دو تعبير (چيز - بگم ؟بگم؟) به عنوان دو نمره منفي در کارنامه دو کانديدا ثبت شد و مردم تا مدت ها ، و به ويژه در شوخي هايشان از اين کلمات استفاده مي کردند.
کوي دانشگاه
اکثر ايراني ها ، براي اولين بار با "کوي دانشگاه" در سال 1378 آشنا شدند.
در تيرماه آن سال ، روزنامه "سلام" توقيف شد و متعاقب آن ، دانشجويان تهران که در کوي دانشگاه ساکن بودند ، به اين موضوع اعتراض کردند و با حمله نيروهاي انتظامي و لباس شخصي ها مواجه شدند.
اين بار نيز 10 سال بعد از آن ماجرا ، کوي دانشگاه تهران ، صحنه حملات دامنه داري به دانشجويان بود.
رهبر معظم انقلاب ، حمله به کوي را نکوهش کردند ودستور برخورد با عاملان آن جنايت را صادر کردند.
کهريزک
تا قبل از ماجراهاي سال 88 ، کلمه "کهريزک" براي هر شنونده اي ياد آور آسايشگاه سالمنداني به اين نام بود و مظهري از نيکوکاري به شمار مي رفت زيرا اين آسايشگاه نامدار ، همواره محلي براي خيرين و کمک هاي آنها به نيازمندان بود.
اين ذهنيت زيبا و انساني ، با جنايت هاي غيرانساني انجام شده در بازداشتگاه کهريزک مخدوش شد و اينک نام کهريزک ، تداعي کننده شکنجه و مرگ است.
بازداشتگاه کهريزک اما با دستور صريح رهبر معظم انقلاب تعطيل شد و کساني که در آن دست به شکنجه و قتل بازداشتي ها زده بودند ، تحت محاکمه قرار گرفتند که البته پرونده آنها ، تحت رسيدگي است و تا کنون رأيي در اين باره صادر نشده است.
فتنه
اين تعبير درباره اوضاع سياسي کشور پس از انتخابات خرداد ماه به کار مي رود. فتنه، شرايطي است که در آن تشخيص حق و باطل بسيار سخت مي شود و بسياري از قوانين بازي سياست به هم مي ريزد.
معترضين - سران فتنه
رسانه ها و چهره هاي جناح راست، عموماً براي اشاره به رهبران معترضين به نتايج انتخابات (مشخصا موسوي و کروبي و گاه سيدمحمد خاتمي) اصرار دارند از تعبير"سران فتنه" استفاده کنند.
ميانه رو ها اما ، ترجيح مي دهند واژه "معترضين" را به کار ببرند.
نامه - بيانيه
سال 88 را مي توان سال نامه ها هم ناميد. جنجالي ترين نامه را هاشمي رفسنجاني در آستانه انتخابات به رهبر معظم انقلاب نوشت و طي آن از برخي رويکردهاي احمدي نژاد ، شکوه کرد.
همچنين نامه مقام معظم رهبري به رئيس جمهور درباره لغو حکم معاون اولي اسفنديار رحيم مشايي و پاسخ مکتوب احمدي نژاد به اين نامه نيز بسيار معروف شدند.
بازار نامه هاي متعدد نمايندگان مجلس در حمايت از اشخاص حقيقي و حقوقي (مانند تقدير از ضرغامي ، حمايت از آيت الله آملي لاريجاني) يا انتقاد از برخي اشخاص(مانند موسوي) نيز در سال 88 داغ بود.
مهدي کروبي هم در سال گذشته ، به نامه نگاري هاي عمدتاً سرگشاده اش ادامه داد که گاه جنجال آفرين و برايش دردسر ساز شد مانند نامه اي که به هاشمي نوشت و در آن ادعاي تجاوز در بازداشتگاه ها را بيان نمود و البته مسوولان به شدت اين اتهام را تکذيب کردند.
همچنين بيانيه نويسي له يا عليه اين و آن نيز در سال گذشته رونق داشت که در اين ميان، ميرحسين موسوي با 17 بيانيه سياسي رکورد دار بود.
بصيرت
اين تعبير را مقام معظم رهبري در تبيين لزوم ژرف نگري به مسائل به کار بردند و آن را عمدتاً متوجه خواص سياسي جامعه دانستند و آنان را از در افتادن در دام تحليل هاي سطحي و گرفتار آمدن در بازي دشمنان برحذر داشتند.
انقلاب رنگي - انقلاب مخملي - براندازي نرم
اين تعابير که وام گرفته شده از اسامي جنبش هاي سياسي در آسياي ميانه مانند گرجستان و انقلاب نارنجي در اوکراین است، اشاره دارند به بهره گيري کمپين تبليغاتي ميرحسين موسوي از رنگ سبز، با اين ادعا که جنبش سبز، با هدايت خارجي ها در صدد راه اندازي انقلاب رنگي و مخملي با هدف براندازي نرم است.
بازنشستگي استادان دانشگاه ها
جريان بازنشستگي استادان دانشگاه ها که از سال 87 آغاز شده بود، در سال 88 جدي تر شد و کار به جايي رسيد که وزير علوم رسماً اعلام کرد که نظام دانشگاهي به اندازه کافي استاد متعهد دارد و لذا استادان غير همسو از دانشگاه ها حذف مي شوند.
کامران دانشجو تصريح کرد: ما از اين کار خود شرمنده نخواهيم شد.
تذکر
اين کلمه به ويژه بعد از روي کار آمدن محمد علي رامين در معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شيوع بيشتري يافت به طوري که ده ها نشريه از "جمهوري اسلامي" و "کيهان" گرفته تا "بهار" و "اعتماد" تذکرات متعدد گرفتند.
جالب اينجاست که در برخي موارد ، علت تذکرات بسيار شگفت انگيز بود مانند تذکر به روزنامه ها به دليل انتشار سخنان حسن روحاني ، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس خبرگان در يک مراسم رسمي!
بعدها وقتي روزنامه اعتماد توقيف شد ، مسوولان ارشاد گفتند: ما قبلاً به يان روزنامه 35 بار تذکر داده بوديم.
خس و خاشاک
اين عبارت را احمدي نژاد در اولين يکشنبه بعد از انتخابات در ميدام ولي عصر(عج) تهران به کار برد.
او در جشن پيروزي چنين گفته بود: " در انتخابات ايران40 ميليون نفر خودشان بازيگر اصلي و تعيين کننده اصلي بوده اند. حالا چهار تا خس و خاشاک اين گوشه ها کاري مي کنند بدانيد اين رودخانه زلال ملت جايي براي خودنمايي آنان نخواهد گذاشت. 70ميليون ملت ايران و 40 ميليون شرکت کننده در انتخابات همه عزيزند، همه ملت ايرانند و همه همدلند و دولت خادم همه آنان و در خدمت همه آنهاست."
هر چند احمدي نژاد رأي دهندگان به موسوي را خس و خاشاک نناميده بود ولي معترضين به انتخابات با اين تحليل که منظور احمدي نژاد از خس و خاشاک ، آنها بوده اند ، به اين ادبيات اعتراض کردند. آنها در تجمعات خود ، پلاکاردهايي را حمل مي کردند که با طعنه و کنايه ، اين پرسش را مطرح مي کردند که آيا اين همه آدم خس و خاشاک اند؟!
موضع گيري دوپهلو
اين تعبير در سال 88 بسيار پر کاربرد بود و عمدتاً متوجه نيروهاي درون نظام بود که از يک سو ، به مباني نظام اعتقاد دارند و از ديگر سو ، در تقابل با دولت اند و از نتيجه انتخابات ناراضي اند.
بنابراين، مصلحت انديشانه ، سخناني مي گويند که هم مبتني بر حفظ نظام باشد و هم دولتيان از آن نيش بخورند.
محارب
هر چند این اصطلاح، ریشه فقهی و پیشینه ای طولانی دارد ، ولی سال گذشته بیش از هر زمان دیگری بر سر زبان افتاد و به ویژه بعد از حوادث تلخ عاشورای تهران، در توصیف کسانی که در خیابان ها با نیروهای انتظامی و امنیتی درگیر می شدند به کار رفت.
هدفمندي
از دو سال پیش که محمود احمدی نژاد در پیام نوروزی خود ، خبر از طرحی برای متحول ساختن اقتصاد داد ، بحث هدفمند کردن یارانه ها جدی تر شد و در سال 88 به اوج خود رسید.
کش و قوس های مجلس و دولت درباره نحوه اجرایی کردن یارانه ها، چگونگی مدیریت پول های حاصل از هدفمندی ، ماجراهای فرم های اطلاعاتی خانوار ، اعلام خوشه بندی ها ، اعتراض خوشه سومی ها و نهایتاً اعلام این که همه یارانه نقدی می گیرند ، همه و همه پیرامون طرح هدفمند کردن یارانه شکل گرفتند.
اعترافات
حدود یک ماه بعد از دستگیری تعدادی از چهره های اصلاح طلبان، تعدادی از آنها اعترافاتی کردند که بیش از همه سبزها غافلگیر شدند.
امیرحسین مهدوی ، عضو جوان شورای مرکزی سازمان مجاهدین ، خط شکن این اعترافات بود ؛ اما چون در این تشکیلات نیروی قدیمی و نامداری محسوب نمی شد ، حرف هایش زیاد جدی گرفته نشد.
اما وقتی سیدمحمدعلی ابطحی و عطریانفر لب به اعتراف گشودند و نه تنها در دادگاه که در تلویزیون و برخی رسانه های مکتوب بر صحت انتخابات تاکید و اذعان کردند ، ورق برگشت و با اعترافات تئوریسین اصلاحات یعنی سعید حجاریان ، به اوج رسید.
اصلاح طلبان معتقد بودند که اعترافات زیر فشار بوده ولی خود اعتراف کنندگان و هم مقامات قضایی و امنیتی تاکید داشتند که چنین نیست و آنها در خلوت زندان به این باور وجدانی رسیده اند که دلیلی برای اثبات تقلب در انتخبات ندارند.
اينترنت
اینترنت نیز امسال به معنای واقعی کلید واژه بود ؛ سایت های انتخاباتی در اوایل سال گذشته بسیار فعال بودند.
معترضان به نتایج انتخابات ، از طریق شبکه های اجتماعی اینتنرنتی با یکدیگر و با دیگران سخن می گفتند ، تویتر تعمیراتش را به درخواست وزارت خارجه آمریکا به تعویق انداخت تا وقفه ای در انعکاس صدای معترضان ایرانی پیش نیاید.
بسیج از برنامه های آتی خود در خصوص حضور قدرتمند در عرصه اینترنت خبر داد. سازمان سایبری سپاه نیز که در سال 87 توانسته بود شبکه سایت های ضداخلاقی را منهدم کند ، در سال 88 دو شبکه فعالان اینترنتی اپوزیسیون خارج نشین را شناسایی و 30 تن از اعضای اصلی آن در داخل را دستگیر کرد.
سرعت پایین اینترنت ، فیلترینگ و اختلالاتی مانند قطع اینترنت و نیز مباحثی همانند پروکسی و نرم افزار های عبور از فیلتر و تروجان ها و ... همانند سال های گذشته ، بحث اینترنت را در ایران داغ نگه داشتند.
سهام مخابرات
واگذاری نصف به علاوه یک سهم از سهام شرکت مخابرات به کنسرسیوم اعتماد مبین ، بار دیگر بحث واگذاری شرکت های دولتی به شبه دولتی ها را زنده کرد و متعاقب آن ، مباحثی مانند صحت واگذاری و احتمال بطلان آن تا آخرین روزهای سال 88 ادامه یافت.
فوت مدیر عامل شرکت خریدار سهام مخابرات نیز بر دامنه استفاده از این کلید واژه افزود.
حرم امام(ره)
تعطیلی برنامه های سیاسی - مذهبی سالیانه و معمول حرم امام خمینی (ره) در پی وقایع بعد از انتخابات، انفجار بمب در این حرم ، حضور بسیاری از مسوولان در حرم امام و حواشی مختلفی مانند عدم حضور سیدحسن خمینی در مراسم حضور احمدی نژاد در حرم و ... همه و همه این نام را در سال 88 کلید واژه کرد.
جماران بیت امام بود و مقدس ، اما در سلسله حرمت شکنی های سال 88 ، بیت امام هم در امان نماند و مورد تعرض قرار گرفت.
پارازیت
ارسال می شد تا دسترسی به برخی شبکه های ماهواره ای محدود شود . البته برخی از این پارازیت ها آنقدر قوی بود که ماهواره های سرویس دهنده به شبکه ها ی فارسی زبان ، عذر آنها را می خواستند زیرا معتقد بودند آثار پارازیت ها چنان مخرب است که فراتر از آن چند شبکه ، کل سیستم ماهواره ها را مختل می کرد.
خرخره و کرکره
جعفر شجونی ، عضو جامعه روحانیت مبارز گفته بود که آماده است خرخره معترضان را بجود و گلایه کرده بود که چرا کسی مثل نواب پیدا نمی شود که برود و کرکره آنها را پایین بکشد.
این سخنان به ویژه هنگامی مورد اعتراض قرار گرفت که مقام معظم رهبری همه جریان ها را از حرکات خودسرانه پرهیز دادند و بر حرکت بر مدار قانون تاکید کردند.
خرخره و کرکره ، کنایه ای شد برای اشاره به رویکردهای فراقانونی تندورها.
یگان ویژه
نیروهای پلیس که برای برخورد با تجمعات خیابانی با لباس های کماندویی و زره و هیبت ویژه مستقر می شدند و موتور هزار داشتند.
لباس شخصی ها
واژه ای نام آشنا ، اما تا کنون هیچ مقام رسمی هویت حتی یکی از آنها را مشخص نکرده است.
رنگ پرچم
تغییر رنگ سبز پرچم در چند برنامه رسمی اعتراضاتی را برانگیخت ولی امور رسانه های ریاست جمهوری اعلام کرد که انعکاس نور باعث تغییر رنگ شده است.
سوخت 20 درصد
سوخت اتمی راکتور تهران رو به اتمام است . ایران خواستار تهیه آن از بازار جهانی شد ولی غربی ها مانع تراشی کردند و به این ترتیب پروسه تولید اورانیوم 20 درصد در ایران کلید خورد.
لنگه کفش
بعد از ماجرای پرتاب کفش توسط خبرنگار عراقی به سمت جرج بوش ، بعضی ها نیز در ایران از آن کار تقلید کردند و چند نفر را با لنگه کفش مورد حمله قرار دادند که مهدی کروبی و صفار هرندی مهم ترین قربانیان لنگه کفش پراکنی بودند.
خلیج فارس
خاری در چشم برخی کشورهای عربی که حاضرند با پول های نفتی حتی تاریخ را هم عوض کنند !
برنج های آلوده
ابتدا اعلام شد که برنج های وارد شده از هند آلوده اند، بعد تکذیب شد، سپس تایید شد، دوباره تکذیب شد و بار دیگر ... و آخر سر هم ملت نفهمیدند برنج های هندی بالاخره آلوده اند یا نه ؟!
توپولف
هواپیمایی که هیچ کدام از مسافران ایرانی دوستش ندارند ؛ نامش با "سقوط" گره خورده و در سال 88 گفته شد که می خواهند از رده خارجش کنند هر چند یکی از آن ها خودش سقوط کرد و از ناوگان هوایی کشور خارج شد!
اس - 300
در کنار نیروگاه اتمی بوشهر ، نماد دیگری از بدقولی روس هاست. اس - 300 سیستم دفاع ضد هوایی است که فناوری آن در اختیار روسیه قرار دارد و ایران نیز طی قراردادی رسمی ، این سیستم را از روس ها خریده است ولی مقامات مسکو ، همچنان امروز و فردا می کنند.
قانونگذار در وضع و تصويب مقررات جزائي راجع به صدور چك تنها به بيان انواع چكهاي صادره از سوي اشخاص يا بانكها بسنده نموده و در قوانين مختلف مربوط به صدور چك كه بعد از تصويب قانون تجارت در سالهاي 1331 – 1337 – 1344 و 1355 و اصلاحيه قانون اخير در سال 1372 وضع گرديده تعريف جامعي از چك ارائه نداده است. لذا ناگزير هستيم كه براي دستيابي به تعريف چك به قانون تجارت مراجعه و از آن بعنوان قانون مادر استفاده نمائيم .
« تعريف چك »
در ماده 310 قانون تجارت از چك بعنوان نوشته اي ياد شده كه به موجب آن صادر كننده چك وجوهي را كه نزد بانك محال عليه (بانكي كه بايد وجه را بپردازد) دارد . كلاً يا بعضاً مسترد يا به ديگري واگذار مي نمايد و در ماده 311 همان قانون مرقوم است كه درچك بايد محل و تاريخ صدور قيد شده و به امضاء صادر كننده برسد و پرداخت چك نبايد وعده داشته باشد و ماده 313 قانون تجارت اشعار داشته كه وجه چك بايد به محض ارائه كارسازي شود و نيز به موجب مواد ديگري ازاين قانون قيد گرديده كه صدور چك ذاتاً عمل تجاري محسوب نمي گردد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني دولت، بر اساس اين قانون، زوج از تمام اموال زوجه ارث ميبرد و زوجه در صورت فرزندار بودن زوج، يک هشتم از عين اموال منقول و يک هشتم از قيمت اموال غيرمنقول اعم از عرصه و اعيان را ارث ميبرد.
بر اساس اين قانون، مواد (946) و (948) قانون مدني مصوب 2/1307/18 اصلاح و ماده (947) آن حذف شده است که بر اساس اين اصلاحيه، زوج از تمام اموال زوجه ارث ميبرد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج يک هشتم از عين اموال منقول و يک هشتم از قيمت اموال غيرمنقول اعم از عرصه و اعيان را ارث ميبرد.
بر اساس بخش ديگري از اين قانون، در صورتي که زوج هيچ فرزندي نداشته باشد سهم زوجه يک چهارم از کليه اموال به ترتيب فوق است.
اين قانون همچنين تصريح دارد که هرگاه ورثه از اداي قيمت امتناع کنند، زن ميتواند حق خود را از عين اموال استيفا کند.
دکتر احمدي نژاد اين قانون را که شامل اصلاح موادي از قانون مدني است و در مجلس شوراي اسلامي تصويب شد، بدون ارائه نظر از سوي شوراي نگهبان در مهلت مقرر براي اجرا ابلاغ کرد.
حرف هایی که ندارین همین جا مطرح کنین
کتابخانه الکترونیکی questia برای علاقمندان و محققان حقوق بین الملل امکان دسترسی رایگان به متن کامل برخی کتب و مقالات حقوقی بین المللی را فراهم ساخته است.
از طریق پیوندهای ذیل می توانید به این کتب دسترسی داشته باشید.
در ادامه مطلب می توانید واژه های اساسی حقوق بین الملل را به همراه تعریف آنها به زبان انگلیسی ملاحظه نمایید.
در صورت عدم وجود لغات مورد نظر شما در میان این واژه ها می توانید از طریق این لغت نامه حقوقی تعریف آنها را بیابید.
ایران و آنسیترال
فعالیت جمهوری اسلامی ایران در کـــمیسیون حقـــوق تـــجارت بین الملل از سال 1989میلادی با عضویت در آنسیترال آغاز شد و نمایندگان دولت در گروه های کاری این کمیسیون در زمینه های ضمانت نامه ها واعتبارات بین المللی ، آثار حقوقی استفاده از وسایل الکترونیکی و ورشکستگی برون مرزی شرکت نموده ونظرات حقوقی دولـــــت جمهوری اسلامی ایران را همراه با نمایندگان سایـــر دولت ها ارائه کرده اند
در حقيقت، فلسفة طرح و بررسي جنايات بينالمللي است دو ويژگي مهم آنها است
اشتغال كارمند دولت در غير ساعات اداري در كارگاه بخش خصوصي مشمول قانون كار منع قانوني ندارد
تاريخ: ۲۴/۹/۱۳۸۷ - شماره دادنامه: ۶۴۳ - كلاسه پرونده: ۸۴/۸۱۵موضوع شكايت و خواسته: اعلام تعارض آراء صادره از شعب ديوان عدالت اداري.
1_ دوره عملي: با صدور ابلاغ حقوقي آغاز مي شود و در اين دوره كارآموز مي بايست با در دست داشتن
ابلاغ كارآموزي كه اداره آموزش صادر مي كند به مجتمع قضائي خود مراجعه نموده و كارآموزي عملي خود
را آغاز نمايد و در پايان دوره با همراه داشتن برگه حضور و غياب جهت دريافت ابلاغ بعدي به اداره آموزش
مراجعه نمايد كه اين دورهها شامل:
باسمه تعالی
دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران- واشنگتن
Embassy of the democratic and popular of Algeria
Interests section of the
Islamic Republic of Iran
2209 Wisconsia Ave.N.W.Washington.D.C.20007
فرم شماره451
کانون وکلا هم به تبعیت از سازمان سنجش برای طرح سوالات آزمون وکالت از کمیته های چند نفره کمک میگیره که به صورت بانک سوالات کار میکنن وچند سوال را از داخل این بانک انتخاب میکنن.
پس دیگه گول موسسات را در پیشنهاد چند کتاب خواص از چند نفر خواص رو نخورید
1 ـ جزای عمومی دكتر نوربها
2 ـ جزای اختصاصی دكتر میر محمد صادقی
3 ـ آیین دادرسی كیفری دكتر موذن زادگان
4 ـ حقوق تجارت دكتر پاشایی و دكتر فخاری
5 ـ آ.د.م. دكتر عبدالله شمس
6 ـ اصول فقه دكتر محمدی
7 ـ حقوق مدنی دكتر كاتوزیان و دكتر امیر حسین آبادی
*******************************************************
پاسخنامه تشريحي درس آيين دادرسي كيفري آزمون كانون وكلاي مركز سال 1387
1- گزينه4- راي وحدت رويه شماره 677 مورخ 14/4/1384: « ..جرم رشا و ارتشا در شرع انور اسلام حكم آن آمده است در نتيجه از عِداد مجازات هاي بازدارنده كه حكومت آنها را تعريف مي كند ، خارج است و لذا مشمول مقررات مرور زمان نمي شود.»
نگار من که مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان
پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به
خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد
تاريخ امتحان اشتباه کرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده
است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند و علت جا ماندن از
امتحان را براي او توضيح دهند.
آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم که در راه برگشت
لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايي که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان
طولاني نتوانستيم کسي را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل
دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فکري کرد و پذيرفت که آنها
روز بعد بيايند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد
و به هر يک ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به
اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به
آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت
ورقه پاسخ بدهند که سوال اين بود:
« کدام لاستيک پنچر شده بود؟»
یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد ...
، می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد،
هر آن چه گفتم را باور کرد
و هر بهانه ای آوردم را پذیرفت،
هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.
اما من!
هرگز حرف خدا را باور نکردم،
وعده هایش را شنیدم، اما نپذیرفتم،
چشم هایم را بستم تا او را نبینم
و گوش هایم را نیز، تا صدایش را نشنوم،
من از خدا گریختم بی خبر از آن که او با من و در من بود.
می خواستم کاخ آرزوهایم را آن طور که دلم می خواست بسازم
نه آن گونه که خدا می خواست،...
به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد
و زیر خروارها آوار بلا و مصیبت مدفون
شدم، من زیر ویرانه های زندگی دست و پا زدم و از همه کس کمک خواستم،
اما هیچ کس فریادم را نشنید و هیچ کس یاریم نکرد،
دانستم که نابودی ام حتمی است، با شرمندگی فریاد زدم:
"خدایا اگر مرا نجات دهی، اگر ویرانه های زندگی ام را آباد کنی،
با تو پیمان می بندم هر چه بگویی همان را انجام دهم،
خدایا! نجاتم بده که تمام استخوان هایم زیر آوار بلا شکست"،
در آن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هایم را باور کرد
و مرا پذیرفت، نمی دانم چگونه اما
در کمترین مدت خدا نجاتم داد،
او مرا از زیر آوار زندگی بیرون آورد و به من دوباره احساس آرامش بخشید،
گفتم: "خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمایم"،
خدا گفت: "هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن
و بدان در همه حال در کنار تو هستم"،
گفتم: "خدایا عشقت را پذیرفتم و از این لحظه عاشقت هستم"،
سپس بی آنکه نظر او را
بپرسم به ساختن کاخ رویایی زندگی ام ادامه دادم،
اوایل کار هر آن چه را لازم داشتم از خدا درخواست می کردم
و او نیز فوری برایم مهیا می نمود، از درون خوشحال نبودم،
نمی توانستم هم عاشق خدا باشم و هم به او بی توجه،
از طرفی نمی خواستم در ساختن کاخ آرزوهای زندگی ام
از خدا نظر بخواهم، زیرا
سلیقه اش را نمی پسندیدم،...
با خود گفتم: "اگر من پشت به خدا کار کنم
و از او چیزی در خواست نکنم بالاخره او هم مرا ترک می کند
و من از زحمت عشق و عاشقی به خدا راحت می شوم"،
پشتم را به خدا کردم و به کارم ادامه دادم تا این که وجودش را کاملاً فراموش کردم،
در حین کار اگر چیزی لازم داشتم
از رهگذرانی که از کنارم رد می شدند درخواست می کردم،
عده ای که خدا را می دیدند
با تعجب به من و به خدا که پشت سرم آماده کمک ایستاده بود،
نگاه می کردند و سری به نشانه تاسف تکان داده و می گذشتند،
اما عده ای دیگر که جز سنگهای طلایی قصرم چیزی نمی دیدند به کمکم آمدند
تا آنها نیز بهره ای ببرند،
در پایان کار نیز همان هایی که به کمکم آمده بودند
از پشت خنجری زهرآلود بر قلب زندگی ام فرو کردند،
همه اندوخته هایم را یک شبه به غارت بردند
و من ناتوان و زخمی بر زمین افتادم و فرار آنها را تماشا کردم،
آنها به سرعت از من گریختند...
همان طور که من از خدا گریختم،
هر چه فریاد زدم، صدایم را نشنیدند،
همان طور که من صدای خدا را نشنیدم،
من که از همه جا ناامید شده بودم باز خدا را صدا زدم،
قبل از آنکه بخوانمش کنار من حاضر بود،
گفتم:
"خدایا! دیدی چگونه مرا غارت کردند و گریختند، انتقام مرا از آنها بگیر و کمکم کن که برخیزم." خدا گفت: "تو خود آنها را به زندگی ات فرا خواندی،
از کسانی کمک خواستی که محتاج تر از هر کسی به کمک بودند"،
گفتم: "مرا ببخش. من تو را فراموش کردم و به غیر تو روی آوردم و
سزاوار این تنبیه هستم،
اینک با تو پیمان می بندم که اگر دستم را بگیری و بلندم کنی
هر چه گویی همان کنم،
دیگر تو را فراموش نخواهم کرد"،
و خدا تنها کسی بود که حرف ها و سوگندهایم را باور کرد،
نمی دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره می توانم روی پای خود بایستم
و به زودی خدای مهربان نشانم داد که چگونه آن دشمنان گریخته مرا، تنبیه کرد. گفتم: "خدای عزیزم، بگو چگونه محبت تو را جبران نمایم؟"،
و خدا پاسخ داد: "هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن
و بدان بی آنکه مرا بخوانی همیشه در کنار تو هستم"،
پرسیدم: "چرا اصرار داری تو را باور کنم
و عشقت را بپذیرم؟"،
گفت: "اگر مرا باور کنی، خودت را باور می کنی،
و اگر عشقم را بپذیری،
وجودت آکنده از عشق می شود،
آن وقت به آن لذت عظیمی که در جست و جوی آن هستی، می رسی و
دیگر نیازی نیست خود را برای ساختن کاخ رویاهایت به زحمت بیندازی،
چیزی نیست که تو نیازمند آن باشی، زیرا تو و من یکی می شویم،
بدان که من عشق مطلق، آرامش مطلق و نور مطلق هستم
و بی نیاز از هر چیز، اگر عشقم را بپذیری تو نیز نور، آرامش و بی نیاز از هر چیز خواهی شد.."
اگر گوشه ای از داستان زندگی من برای شما نیز صادق است،
تنها بدانید که او همیشه آنجاست، در کنار شما، مشتاق برای یاری رساندن به شما،
عشق او را بپذیرید، خواهید دید که با چه سرعتی زندگی شما ر متحول خواهد نمود.
من شما را باور دارم.
در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آوردهبودند.
سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدمهایش کاست و چند ثانیهای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.
یک دقیقه بعد، ویلونزن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بیآنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسهاش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.
چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،
کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه سالهای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلونزن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلونزن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.
در طول مدت ۴۵ دقیقهای که ویلونزن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بیآنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلونزن شد. وقتیکه ویلونزن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.
هیچکس نمیدانست که این ویلونزن همان (جاشوا بل )یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازندهی یکی از پیچیدهترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، میباشد.
جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامهای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیشفروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیطیکصد دلار بود.
این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتنپست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت های مردم بود.
نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نامناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظهای برای قدردانی از آنتوقف میکنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره میتوانیم شناسایی کنیم؟
یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد، اگر ما لحظهای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی ازبهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟

|
|
مراحل Download و نصب.1- ابتدا فايل unzip_dic.exe را از اينجا روي دستگاه خود منتقل كنيد. (اينجا را كليك كنيد) 2- سپس اين فايل را از روي دستگاه خود اجرا كنيد. با اجراي اين برنامه مسيري از شما پرسيده مي شود كه فايلهاي مربوط به ديكشنري در انجا كپي شود. مسير پيش فرض c:istgah_dic مي باشد. 3- سپس فايل dic_istgah.exe را از روي اين مسير اجرا كنيد. |
کشيشى يک پسر نوجوان داشت و کمکم وقتش رسيده بود که فکرى در مورد شغل آيندهاش بکند . پسر هم مثل تقريباً بقيه همسن و سالانش واقعاً نمیدانست که چه چيزى از زندگى میخواهد و ظاهراً خيلى هم اين موضوع برايش اهميت نداشت .
يک روز که پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصميم گرفت آزمايشى براى او ترتيب دهد . به اتاق پسرش رفت و سه چيز را روى ميز او قرار داد : يک کتاب مقدس، يک سکه طلا و يک بطرى مشروب .
کشيش پيش خود گفت : « من پشت در پنهان میشوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بيايد . آنگاه خواهم ديد کداميک از اين سه چيز را از روى ميز بر میدارد . اگر کتاب مقدس را بردارد معنيش اين است که مثل خودم کشيش خواهد شد که اين خيلى عاليست . اگر سکه را بردارد يعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نيست . امّا اگر بطرى مشروب را بردارد يعنى آدم دائمالخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد .»
مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت . در خانه را باز کرد و در حالى که سوت میزد کاپشن و کفشش را به گوشهاى پرت کرد و يک راست راهى اتاقش شد . کيفش را روى تخت انداخت و در حالى که میخواست از اتاق خارج شود چشمش به اشياء روى ميز افتاد . با کنجکاوى به ميز نزديک شد و آنها را از نظر گذراند .
کارى که نهايتاً کرد اين بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زير بغل زد . سکه طلا را توى جيبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و يک جرعه بزرگ از آن خورد . . .
کشيش که از پشت در ناظر اين ماجرا بود زير لب گفت : « خداى من! چه فاجعه بزرگی ! پسرم سياستمدار خواهد شد ! »
هیاترئیسه مجلس دیروز نامه معرفی صادق محصولی بهعنوان گزینه پیشنهادی محمود احمدینژاد برای وزارت كشور را اعلام وصل نكرد تا به گفته حمیدرضا حاجیبابایی عضو هیاترئیسه، زندگینامه، برنامههای محصولی برای اداره وزارت كشور و اصل نامه معرفی او به دست مجلسیان برسد. به گزارش خبرنگار پارلمانی كارگزاران، گرچه در دولتهای گذشته عرف بوده كه روسای جمهوری همواره معرفینامه وزرای پیشنهادی خود را توسط معاون پارلمانی خود تقدیم رئیسمجلس میكردند، اما محمود احمدینژاد گویا ترجیح داده نامه معرفی صادق محصولی را برای رئیسمجلس فكس كند. حمیدرضا حاجیبابایی روز گذشته با اعلام اینكه «معرفینامه آقای محصولی روز شنبه برای ما فكس شده»، گفت: «در دست نداشتن زندگینامه و اصل معرفینامه محصولی باعث شد كه هیاترئیسه نامه معرفی محصولی را اعلام وصول نكند. به گفته این عضو هیاترئیسه مجلس، هر زمان كه زندگینامه و اصل معرفینامه محصولی به هیاترئیسه برسد، در همان روز نامه معرفی وی به عنوان وزیر پیشنهادی اعلام وصول خواهد شد. با این حال نمایندگان مجلس منتظر اعلام وصول معرفینامه محصولی نماندند و بررسیها درباره گزینه احمدینژاد برای وزارت كشور آغاز شد. بنابر اظهارات نمایندگان، هیچ یك از مجلسیان از جمله علی لاریجانی، محمدرضا باهنر و سایر چهرههای شاخص پارلمان در جریان معرفی محصولی بهعنوان گزینه وزارت كشور نبودهاند و احمدینژاد بدون رایزنی با مجلس گزینه خود را معرفی كرده است. با وجود این برخی از نمایندگان طیف حامی دولت در مجلس از جمله حمید رسایی نماینده تهران كه پیش از این خود را در صحن علنی «وكیلالدوله» معرفی كرده بود رایزنی گستردهای را برای موافقت نمایندگان با رای اعتماد به محصولی آغاز كرد. در این میان، انتقادات شدید نمایندگان مجلس هفتم به صادق محصولی به هنگام معرفی او از سوی احمدینژاد برای تصدی وزارت نفت برخی از نمایندگان مجلس هشتم را نسبت به معرفی محصولی حساس كرده است.
برخی از نمایندگان روز گذشته از پیگیری علت مخالفت مجلس قبلی با تصدی محصولی بر وزارت نفت و پیگیری پرونده او در كمیسیون اصل نود خبر دادند. با این حال، از فضای حاكم بر پارلمان میشد نتیجه گرفت پس از انتقادات شدید مقام معظم رهبری درباره برخی «بیبند و باریها در حرف زدن علیه دولت» و بركناری علی كردان بهرغم مخالفت محمود احمدینژاد نمایندگان قصد تقابل جدی با گزینه پیشنهادی او برای وزارت كشور را ندارند. این موضوع موجب شده تا به گفته یكی از نمایندگان بهرغم مخالفت طیف احمد توكلی با صادق محصولی این جریان تصمیم به سكوت در بررسی رای اعتماد به وزیر كشور بگیرند. در این میان، روحالله حسینیان نماینده تهران كه از مخالفان جدی علی كردان و پیگیر استیضاح و بركناری او بود، با حمایت قاطع از صادق محصولی عنوان كرد: «به احتمال قوی محصولی برای وزارت كشور رای میآورد.» فضای حاكم بر مجلس به گونهای است كه حتی برخی از اصولگرایان تلاش كردند ابهامات درباره ثروت شخصی و پرونده قضایی محصولی در كمیسیون اصل نود را به نقاط قوت او تعبیر كنند. در همین رابطه، روحالله حسینیان در مورد وضعیت مالی بسیار خوب محصولی به خبرنگاران گفت: «اجازه دهید كه یك وزیر پولدار هم در كشور باشد.» حسینیان تعارض میان شعارهای احمدینژاد مبنی بر سادهزیستی و تعبیر خبرنگاران «نان و پنیر خوردن رئیس دولت نهم» با معرفی صادق محصولی متمول را اینگونه توجیه كرد: «سادهزیستی با پولداری مغایرت ندارد ممكن است فردی پولدار باشد اما در عین حال سادهزیست هم باشد و از پولش در مسیر انقلاب و اسلام و مردم استفاده كند.»
> 1) You find out that your family that is not more than 3 peoplehave 4 or 5 mobile telephone numbers.
> یهو نگاه میکنی میبینی خانواده ات که 3 نفر بیشتر نیستن
4 یا 5 خط موبایل دارن> 2) You send an Email to a work colleague even though he/she is sitting at a desk right next to yours.> واسه همکارت ایمیل میفرستی در حالی که میز بغل دستی تو نشسته
> 3) Your relationship with family members and friends thathave no Email gets worse and you hardly contact them.
> رابطه ات با اقوام و دوستانی که آدرس ایمیل ندارن
رو به وخامت میره و تو به سختی میتونی باهاشون ارتباط داشته باشی
> 4) You park your car outside your house then use your mobile to phone the house to ask for assistance with
carrying the shopping in.> شما ماشینتون رو جلوی خونه تون پارک میکنین...
.بعدش موبایلتون رو در میارین و به خونه زنگ میزنین که بیان کمک و
چیزایی که خریدین رو از ماشین پیاده کنن .
> 5) Every TV advert has an internet addressat the bottom of the screen.
> هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم زیرش داره
> 6) Leaveing the house without taking your mobile phone with you makes you really stress and rush back to pick it up even though you managed to live without one for
20 or 30 years of your life.> وقتی خونه رو بدون همراه داشتن موبایلتون ترک میکنین باعث میشه استرس تمام
وجودتون رو بگیره و دوباره با عجله برگردین خونه تا ورش دارین در حالی که قبلا بدون
موبایل 20-30 سال از عمرتون رو گذروندین و بدون هیچ مشکلي.
> 8) As soon as you wake up in the morning you check
the internet even before you have your coffee.> صبحها قبل از خوردن چایی و قهوه تون تا بلند میشین اولین کاری
که میکنین سر زدن به اینترنت هست> 9) You are now reading this, smiling and shaking your head.> شما الان در حالی که این ایمیل رو میخونین سرتون رو تکون میدین و لبخند میزنین...
> 10) You are so busy reading this that you didn't even notice that this list has no number 7.> و این قدر سرگرم خوندن این ایمیل بودین که حتی توجه نکردین که
این لیست شماره 7 نداشت..
> 11) You went back up to check that there is no number 7.> شما دوباره برگشتین تا چک کنین که شماره 7 رو داشته یا نه؟
> 12) I am sure if you scrolled up that you will find number 7,
its just that you didn't notice it.> و من مطمئنم که اگه شما دوباره به بالا برگردین حتما شماره 7 رو پیدا میکنین
این مال اینه که شما بهش توجه نکردین...
> 13) you scrolled up again but you did not find number 7. I am making fun of you of course; this goes to show that you have no trust in yourself
and that you believe anything said to you.> شما دوباره بر میگردین بالا ولی باز هم شماره 7 رو پیدا نمیکنین..
> البته که من با شماشوخی کردم و این نشون میده که شما به خودتون هم اعتماد نمیکنین
و هرچی بقیه بگن باور میکنین.
با توجه به تخصص و آشنایی محصولی با مسائل اجرایی، می تواند نیروی خوبی برای معرفی به مجلس و وزارت کشور باشد.
نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به ایرادات مجلس هفتم به محصولی در زمان معرفی برای وزارت نفت گفت: اشکال اصلی که نمایندگان آن زمان به آقای محصولی می گرفتند، درخصوص میزان سازگاری تخصص وی با مسائل حوزه نفت بود اما توانایی های محصولی با حوزه وزارت کشور سازگار است.
جمعیت رهپویان درخصوص نظر شخصی خود به محصولی افزود: الآن هیچ نظر مخالفی با تصدی وزارت کشور توسط محصولی ندارم.
درست است که در مجلس سلایق متفاوتی وجود دارد اما اینکه فردی به این دلیل که مشاور رییس جمهور است، به همین دلیل به او رأی ندهند، مبنای درستی نیست و در مجلس نیز چنین اراده غالبی وجود ندارد.
ببینیم چی میشه و چه می کنن!!!
برنامهنويس نخستين سوال را مطرح کرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اينکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامهنويس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چيست که وقتى از تپه بالا ميرود ۳ پا دارد و وقتى پائين ميآيد ۴ پا؟» برنامهنويس نگاه تعجب آميزى کرد و سپس به سراغ کامپيوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طريق مودم بيسيم کامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمريکا را هم جستجو کرد. باز هم چيز بدرد بخورى پيدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونيک فرستاد و سوال را با آنها در ميان گذاشت و با يکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بيدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامهنويس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اينکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامهنويس داد و رويش را برگرداند و خوابيد ...
مسیولیت این نوشته ها با ......................

( در صورتیکه پاسخ سوال 13 : پدر ، مادر ، خواهر ، برادر ، زن و یا شوهر است ، نیازی به پاسخگویی به سوالات 14 ، 15 و 16 نمی باشد ! )
( در صورتیکه معرف متقاضی صحت مطالب فوق را تایید می نمایند ، زحمت بکشند و یک تماس تلفنی نیز با مدیر عامل ما بگیرند تا همین امروز جهت استخدام متقاضی اقدام شود ! )
محل امضا یا اثر انگشت معرف متقاضی : ...........................................
حتما شنیده اید که قرار است اقتصاد کشور متحول شده یارانه ها حذف گردد و ماهانه درب منزل شما را دق الباب کرده چمدانی پر از پول تقدیم شما نموده از حضورتان خداحافظی نمایند!(البته امیدواریم که نقدینگی چمدان مذکور به حدی نباشد که در آن زمان تنها با آن بتوانید یک کیلوگرم گوجه فرنگی ناقابل خریداری فرمایید.) به هرحال علی رغم تصمیم بر حذف یارانه ها یکی از مسئولان در سال جاری ار پرداخت نوعی یارانه خبر داده است که البته از نوعی است که وقتی به آن محتاج شدید خودتان قادر به استفاده از این نوع یارانه نبوده بقیه بایستی این یارانه را خرج حضرتعالی نمایند!
اگر هنوز هم متوجه عرایض بنده نشده اید باز هم بیشتر برایتان توضیح می دهم: تصور بفرمایید که در منزل روی مبل لمیده مشغول صرف چای هستید که زنگ منزل شما به صدا در آمده شخصی از شما می پرسد:«ببخشید آقا(یا خانم) این شتر که راه را بند آورده مال شماست!؟» و شما هم محض ارضای غریزه کنجکاوی(همان مودبانه فضولی!) بیرون می روید و در کمال تعجب می بینید شتری را که می گویند در خانه همه می خوابد درخانه شما خوابیده است ! و شخصی که سوار آن است یک قبض در دست دارد. با دقت که نگاه کنید میبینید روی آن نوشته « قبض روح». سرتان را که بالا می کنید متوجه می شوید که راکب شتر همان حضرت عزراییل است ! آن وقت است که می فهمید متوفی گشته اید و ضمن شتافتن به دیار باقی نیازمند نوعی یارانه هم هستید اما چون هردو دست شما از دنیا و مافیها کوتاه است دیگر قادر به استفاده از یارانه مذکور نیستید و ورثه محترم باید ازاین یارانه برای شما استفاده کنند.
نام این یارانه ، «یارانه قبر» است !
اگر باز هم متوجه نشدید یا فکر میکنید نویسنده قصد مزاح با شما را دارد تیتر زیر را ملاحظه نمایید:
روزنامه اطلاعات مورخه 6 مرداد87: کمک هزینه کفن و دفن : پرداخت یارانه قبر !
حال تصمیم با شماست.
بعلت حذف یارانه ها ممکن است یارانه قبر هم حذف شود ! لذا به اهالی آینده قبور (زندگان امروز- مردگان فردا)پیشنهاد می گردد که سریعا نسبت به خرید یک باب قبرجا! تا پیش از حذف یارانه آن اقدام نمایند تا به این ترتیب علاوه بر خرید قبر به قیمت ارزان تر، درصورتیکه پس از حذف یارانه ها و سر به آسمان ساییدن قیمت ها زندگی سخت و چه بسا نا ممکن گردید ، حداقل مردن آسان باشد!
همین طور با توجه به اتمام قریب الوقوع فضای موجود در بهشت زهرا برای تهرانیان عزیز و نیز با عنایت به گرانی مسکن و عدم توانایی خرید خانه در این دنیا،لا اقل در آخرت صاحب خانه شده مانند دنیا خانه به دوش نباشند!
مرا از این فاجعه ی پلید "مصلحت پرستی "
که چون همه را شایع شده است
وقاحتش از یاد رفته و بیماریی شده است
که از فرط
عمومیتش
هر که از آن سالم مانده
بیمار می نماید
مصون بدار
تا به رعایت مصلحت حقیقت را ذبح شرعی نکنم.
«دکتر علی شریعتی
کودکی ها شاد و خندان باز گرد
باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید
همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دارش
بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد باز کوچک می شدیم
لا اقل یک روز کودک می شدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن
می دونین لری کینگ کیه؟!خدای پیچوندن ملت. یه گزارشگر خبره که همیشه جوابی رو که می خواد بشنوه رو تو دهن مصاحبه شونده می ذاره . لری کینگی که هرگز و هرگز در مصاحبه هاش اجازه نداده پرچم هیچ کشوری بجز ایلات متحده بک گراند مصاحبه هاش باشه توی مصاحبه اش با احمدی نژاد پرچم ایران رو توی پشت صحنه قرار داد .
وااااااااااااااای خدا من چقدر با این مصاحبه حال کردم !
دمت گرم مرد ایرونی دمت گرم!
با آغاز سال تحصیلی جدید در دانشگاه ها، هر یک از دانشگاه های کشور به نحوی با مشکلات ناشی از افزایش بی رویه و غیر اصولی ظرفیت دانشگاه ها مواجه شده اند. آمار و ارقام حاکی از آن است که تعداد متقاضیان ورود به دانشگاه از سالهای 1348 تا 1381 حدودا 4/30 برابر گردیده است در صورتی که تعداد پذیرفته شدگان در دانشگاه های دولتی حدودذ 9/47برابر شده است.و...........................
با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری، گمانه زنی ها در خصوص چهره های حاضر در این رقابت افزایش یافته است. ولیکن بدون اغراق می توان گفت که بیشترین نگاه ها معطوف حضور یا عدم حضور خاتمی در انتخابات آینده است و این مسئله غیر از توده مردم، توسط دو جریان با حساسیت ویژه ای تعقیب می شود. در یک سمت گروهی از اصلاح طلبان قرار دارند که بواسطه شرایط حال حاضر کشور در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی واجتماعی، حضور خاتمی در انتخابات آینده را اجتناب ناپذیر می دانند و در دیگر سوی اصولگرایانی که حضور خاتمی را یک تهدید جدی برای حاکمیت اصولگرایان در کشور می شمارند.
برای خرید سهام شرکت های مختلف از بورس، باید به یکی از شرکت های کارگزاری بورس اوراق بهادار مراجعه کنید تا آن شرکت برای شما اقدام به خرید سهام نماید.
هر فرد حقیقی یا حقوقی نیاز به یک کد دارد. این کد شناسه افراد در بورس اوراق بهادار به حساب می آید، و مانند کد ملی ثابت و واحد است. این کد در اولین مراجعه شما به یک شرکت کارگزاری برای خرید سهام، برای شما صادر می شود. مدارک لازم برای دریافت کد و ثبت نام در شرکت کارگزاری شناسنامه و کارت ملی به همراه یک برگ کپی از آنهاست. اخذ این کد در شرکت کارگزاری تا 72 ساعت پس از مراجعه شما صورت می گیرد. بدلیل اینکه ساعات معامله در بورس اوراق بهادار از ساعت 9 تا 12:30 است، در صورتیکه پس از این ساعت به شرکت کارگزاری مراجعه کنید، درخواست شما به روز کاری بعد موکول خواهد شد. روزهای کاری بورس از شنبه تا چهارشنبه است.
برای خرید سهام هر شرکت، ابتدا باید سرمایه مورد نظر خود را به حساب کارگزاری که انتخاب کرده اید واریز کنید. پس از مراجعه به کارگزاری با پرکردن فرم درخواست خرید، و نوشتن نام شرکت و مبلغ سرمایه و قیمت مورد درخواست شما برای خرید، در صف خریداران سهام شرکت مورد نظر قرار خواهید گرفت. هرگاه عرضه ای از این سهم توسط دولت یا سهامداران دیگر صورت گیرد، این صف خرید بنابر قیمت پیشنهادی و زمان ثبت درخواست پیش می رود.
برای خرید سهام، امکان سه نوع قیمت گذاری وجود دارد:
1- قیمت روز: وقتی که با هر قیمتی خواستار خرید سهم شرکت مورد نظر هستید، کارگزار با قیمت روز برای شما خرید را انجام می دهد.
2- سقف قیمت: حداکثر قیمتی که مایل به خرید سهم آن شرکت هستید. در صورتیکه قیمت سهم از سقف قیمت شما فراتر رود، درخواست خرید شما باطل خواهد شد.
3- قیمت ثابت: سهم با قیمت درخواست شده شما خریداری می شود و در غیر اینصورت درخواست شما باطل خواهد شد. (اگر سهام با آن قیمت فروخته نشود.)
برای فروش سهام نیز، به شرکت کارگزاری مراجعه کرده و فرم فروش را پرکنید. با معرفی حساب بانکی خود، پس از فروخته شدن سهام شما، وجه آن به حسابتان واریز می شود.
با هر بار خرید و فروش مقداری از سرمایه شما (در حدود هفت دهم درصد) به عنوان کارمزد و مالیات و ... کسر خواهد شد.
انتخاب کارگزاری بر اساس معیارهای شخصی صورت می گیرد. مثل محل شرکت کارگزاری، نوع خدمات خاصی که آن شرکت ارائه می دهد و... . برای دیدن لیست و مشخصات کارگزاری ها اینجا کلیک کنید.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بورس به آدرس زیر مراجعه نمایید.
مهرگان بعد از نوروز رده دوم را از نظر اهميت جشنها دارا ميباشد . از آنجا که نوروز آغاز سال جديد ميباشد - مهرگان هم آغاز فصل زمستان است . اين جشن روز مهر از فصل مهر مي باشد ( 10 مهر ) . فلسفه اين جشن مهم ايراني به دوران ضحاک تازي باز ميگردد . ضحاک و اقوام او مدتهاي مديدي بر ايران حکومت ميکردند و عده کثيري از جوانان ايران زمين را به قتل رسانده بودند و مردم از ظلم و جنايات آنان به تنگ آمده بودند . در آن زمان کاوه آهنگر از ميان مردم بر خواست و با برافراشتن چرم آهنگري خود که بعدها درفش کاوياني نام گرفت رهبري براندازي ضحاک تازي را بر عهده ميگيرد و او را با ياري مردم در کوه دماوند زنداني ميکنند و به ظلم او پايان ميدهند . به گفته هاي زيادي در تاريخ پرچم ايران نيز پس از کاوه آهنگر پديد آمد و درفش کاوياني به پرچم ملي ايرانيان مبدل گرديد . سپس با آرا و پشتوانه مردم و کاوه آهنگر فريدون را بر تخت شاهي ايران نشانند و ايرانيان زندگي را با آرامش سپري نمودند
. گفته شده است که تاجگذاري اردشير بابکان موئسس شاهنشاهي ساسانيان مقارن بوده است با جشن مهرگان . زيرا هخامنشيان و اشکانيان و ساسانيان اين جشن را از بزرگترين جشنهاي ملي ميدانستند . بعد ها آغاز فصل مهر و آغاز مدارس را به احترام جشن مهرگان شروع نمودند و آنرا جشن فرهنگي مهرگان ناميدند . ابوريحان بيروني در کتاب آثارالباقيه درباره جشن مهرگان مي نويسد : در روز مهرگان فرشتگان به ياري کاوه آهنگر شتافتند و فريدون را بر تخت شاهي قرار دادند . سپس ضحاک را در کوههاي دماوند زنداني نمودند و مردمام ايران را از گزند او آزاد ساختند . بني اميه با تعصب ضد ايراني خود که از افراطيون اسلامي بود زرتشتيان ايران را در روز مهرگان وادار ميساخت تا هدايايي بسياري به او تقديم کنند .
برای دانلود روی ادامه کلیک کنید

پايين بودن سرعت اينترنت و رد بدل شدن اطلاعات تنها به دليل سرعت كم اتصال شما نيست , شما در بسياري از اوقات از حد اكثر توان همين اتصال حال حاضر نيز استفاده نمي كنيد و اين تنها به دليل تنظيمات نادرست اتصال است .
FlashSpeed200% نام محصولي از وب سايت Excellence Software است كه به ادعاي خود قادر به بهينه سازي و افزايش 200 درصدي يا بالاتر سرعت اينترنت شما است .
اين ابزار با ايجاد تغييراتي در تنظيمات ويندوز و تنظيمات اتصال شما قادر به انجام اين مهم است . شايان ذكر است كه افزايش سرعت و بهينه سازي اتصال ها در اين نرم افزار تنها محدود به اتصال Dialup نمي شود و با اتصال هاي Lan, Cable, ADSL, HDSL, VDSL و PPPoE نيز سازگاري كامل درد .
ويژگي هاي نرم افزار FlashSpeed200% در يك نگاه :
آساني استفاده از آن و بهينه سازي سرعت تنها با چند كليك ساده .
افزايش و بهينه سازي 200 درصدي سرعت اينترنت و رد و بدل شدن اطلاعات .
سازگاري با اتصالهاي Dial-Up, Lan, Cable, ADSL, HDSL, VDSL و PPPoE .
افزايش سرعت دانلود .
و ....
FlashSpeed200% را مي توانيد از اينجا : برای دانلود روی ادامه متن کلیک کنید
سلام دوستان هم دانشگاهي :
اگه موقعي كه دارين ويندوز xp رو كامپيوترتون نصب مي كنين شماره سريالشو نداشته باشين يا داشته باشين ولي كار نكنه ازاين كداستفاده كنين تا ويندوزتونا رجيستر كنين ! اصلاً مهم نيست ويندوزتون مال چه ساليه با اين شماره سريال مي تونين هر ويندوزي رو نصب كنين اين جوري مثل اينه كه همه شماره سريالاي ويندوز xp رو حفظ هستين
برين ادامه مطلب تا شماره رو ببنين
ا
چه طوري با وارد كردن فقط يه حرف به
سايت مورد علاقه مون بريم
از منوي Bookmarksبه Organize Bookmarksبريد خوب
حالا روي New Bookmarkيه كليك كنين
حالا تو مورد Nameاسم سايت مورد علاقه
تون مثل وب خودمون رو تو تبLocationآدرس
سايت مثلا مثلاً كه نه واقعاً http:www.h84.blogfa.com و آخرهم توقسمت Keywordحرف يا كلمه كوتاهي كه مي خواين با زدن اون
كلمه يا حرف مستقيم به اون سايت وصل شين رو وارد كنين مثلاً واسه اومدن به وبلاگ
خودمون حرف hكافيه !!!!!!!!!!!!!!!حالا تو صفه اصلي فاير فاكس حرفي كه انتخاب
كردين و بزنين و Enterبزنين ديدين كه
چي شد خوب تا اينجا برا امروز بسه فردا
اين كه چه جوري بريم مطالب يه سايت رو بدون اين كه به خود سايت بريم دسترسي داشته
باشيم اضافه مي كنم
سپاس خدايي را كه هر چه داريم از اوست
وهر چه را داده نكوست
و هر زيبايي نشاني از اوست
در گلستان نگاهت خواريم
رو سياه و كمر شكسته از بار گناه و شرمساريم
در شبيم و اميد به روزت داريم
پروردگارا از تو همي خواهيم كه ببخشايي گناه مردگان را
وبا مهرت بپوشان ننگ زندگان را
واز كوه ودايت دو سه ريگي همگان را
خداوندا تورا ميخوانيم وتو را مي جوييم از ما روي بر نگردان
وما را در راه يافتند توانا بگردان
ايزدا سرودههايمان را بر آورده بگردان
درود بر تو اي داناي هيشه تنها
بله یه چند وقت بود که فرصت نشد چیزی آپ کنم
اما................البته یه خرده دیر شده
اما تو وبمون که خبری نشده در این مورد ![]()
بالاخره کنکور امسال هم برگزار شد و نتایج اونهم هفتهی پیش اعلام شد . اما حواشی کنکور امسال با سالهای دیگه یه جورایی فرق داشت ....
اعتراض گسترده به نتایج آزمون !!
اگه توی این روزها به سایتها و خبرگزاری سر زده باشید یا روزنامه ها رو ورق زده باشید حتماً این جمله ها رو زیاد دیدید یا خوندید:
تجمع معترضین کنکور مقابل سازمان سنجش ، تنها 4 نفر با رتبه ی سه رقمی پذیرفته نشدند ، رسانه ها در چالش به وجود آمده مبالغه کردند ، حتی یک مورد از اعتراضها هم وارد نیست ، معترضین اعتراض خود را به همراه کارنامهی خود به سازمان سنجش ارسال کنند ، چالش جدید دولت احمدی نژاد ، تحصن کنکوری ها مقابل مجلس ، بیانیه تعداد زیادی از نمایندگان مجلس ، عدالت دولت نهم و کنکور امسال ، سازمان سنجش مجری قانون است نه قانونگذار ، ما اطلاع رسانی کرده بودیم ، اطلاع رسانی سازمان سنجش ناقص بود ، مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی برگشت ناپذیر است ، ما دقیقاً مطابق قانون عمل کردیم ، از همه ی دستگاههای نظارتی دعوت می کنیم ، به همه ی اعتراضات رسیدگی می شود و ...
اونچه ما فهمیدیم !! همهی ماجرا از مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی شروع شده که سازمان سنجش رو موظف می کنه که طبق ضوابط گزینش بومی ، به گزینش دانشجو اقدام کنه و اونهم به نظرم چیز عجیبی نیست ، چون که به گفتهی مسئولین 18 سالی هست که روش گزینش ، بر اساس روش بومی انجام می شده و تازه قرار هم شده که 80 درصد رشته ها به صورت بومی استانی ، پذیرش شوند و 20 درصد بقیه هم به صورت کشوری دانشجو بگیرند . به گفتهی رئیس سازمان سنجش و با همه ی این اعتراضات ، این مصوبه در آزمون 87 به طور کامل اجرا نشده و این عدد 71/74 درصد بوده ، که اونهم در مقابل درصد سال گذشته که 62/72 بوده ، افزایش چندانی نداشته است . اما آنچه به نظر می یاد در این ماجرا اتفاق افتاده باشد "عدم رعایت قانون" نبوده بلکه "خود قانون" مشکل داره که امسال به صورت مشهودی خود را نشان داده است . نکته ی دیگری که باید در پرانتز به آن اشاره کرد این است که عده ای در این مدت سعی کردند این مسئله رو در جهت تضعیف دولت قلمداد کنند و نوعی هوچی گری قبل از انتخابات اخیر ریاست جمهوری آینده را به راه اندازند که در جواب اینگونه افراد باید گفت که با نگاهی به گذشته ی این مصوبه ، می توان به راحتی دریافت که این قانون هیچ ربطی به دولت فعلی ندارد ، در صورتی که در این چند روز این موضوع به یک مسئله ی سیاسی تبدیل شده است تا یک مشکل قانونی .
نویسنده از اونجایی که تجربه ی تحصیل در دانشگاه بومی و غیر بومی رو توی کارنامه ی خودش می بینه ، همواره موافق پذیرش بومی استانی بوده و اون رو در دراز مدت بسیار مفید ، تاثیر گذار و عاملی جهت پیشرفت هر استان می داند ، اما با اجرای این مصوبه قبل از فراهم آمدن زیرساختهای آن ، دو نکتهی مهم بوجود می آید که عدم توجه با آنها سبب تضییع حقوق برخی از داوطلبان و بی عدالتی می شود .
الف ) تضییع حقوق بچه های نخبهی شهرستانی
از اونجایی توزیع دانشگاه های معتبر – از جمله امکانات مناسب ، فضای آموزشی ، اساتید برجسته – در سطح کشور به صورت عادلانه نبوده و حتی اغلب استانها در مرکز آن هم از وجود یک دانشگاه طراز اول بی بهره هستند ، لذا به نظر می آید حقوق داوطلبانی که در این استانها سکونت دارند و قصد (امکان) تحصیل در دانشگاه های معتبر سایر استانها را دارند ضایع می شود .
ب) تمرکز دانشگاهها در برخی استانها به ویژه تهران
از اونجایی که مهمترین و معتبر ترین دانشگاههای ایران در تهران وجود دارد ، اختصاص 80 درصد ظرفیت این دانشگاهها به داوطلبان ساکن در استان تهران ، نوعی امتیاز دهی غیرعادلانه به این گونه از افراد و نوعی بی عدالتی خواهد بود .
هرچند با این مشکلات ( بی عدالتی ها ) باز هم روش گزینش بومی استانی را – در صورت رعایت شدن زیرساختها - بهترین راه برای گزینش دانشجو می دانم ، اما به نظرم قانون 80 به 20 نباید در حال حاضر برای همه ی دانشگاه ها به صورت یکسان رعایت شود . بلکه باید هر دانشگاه بر اساس رتبه بندی علمی و امکاناتی دارای درصد شناوری از میزان گزینش بومی – استانی باشد
۱۶تا بیشتر نیست تو ادامه مطلب
كدومتون ميدونه كه چيه؟؟
هفت اصل بیل گیتس
البته اصلاْ به مایکروسافت ربطی نداره

فکر کنم ترانه ی مادری دومین سریالی باشه که بعد از مجموعه ی نرگس ، هر شب از شبکه ی سوم پخش میشه که طرفداران زیادی هم داره که نه داشت خدا بیامرزدش داشت ماجرای اصلی داستان اختلاف خانوادگی بر سر فروش یه خونه باغی متعلق به مادر بزرگ خانواده هست که این وسط دعواهایی بین برادر و خواهر و مادر بزرگ پیش میاد که باعث دلخوری هایی بین اعضای خانواده میشه . از اونجایی که این سریال هم باید !! یه 50 شبی طول بکشه ، از قرار معلوم یه آب مفصلی بهش بستن تا لااقل تا ماه رمضون ادامه پیدا کنه . نویسنده هم مجبور شده در کنار داستان اصلی کلی داستانک های حاشیه ای بهش اضافه کنه که یکی از اونها ، عاشق شدن پویا و علاقه ی او به خانم ادیب هست ...
دفاعیه ای از دانشگاه !!

راستش برای کسی که لااقل یک بار هم که شده پاش رو توی دانشگاه گذاشته باشه و سر کلاسی که هم خانم ها و هم آقایون حضور دارن نشسته باشه ، علاقه پیدا کردن دوتا همکلاسی به هم درطی دوران تحصیلشون خیلی چیز عجیبی به نظر نمی یاد . اما توی این فیلم ، عاشق شدن پویا به نغمه واقعاً دیگه نوبره به خدا !!
راستش برای من خیلی جای تعجب داشت که مسعود بهبهانی نیا که قبلاً هم نویسندگی فیلم های خیلی خوبی مثل خاک سرخ ، خانه ی پدری و نرگس رو بر عهده داشته ، توی این سریال علاقه ی یک پسر دانشجو رو به یکی از دخترای همکلاسیش رو اینجوری غیر طبیعی و غیر قابل باور نوشته باشه که برای اون کسانی که همون یک دفعه هم پاشون به دانشگاه باز نشده باشه ، این تصور به وجود بیاره که وای دانشگاه عجب جایی .... نه که بخوام بگم خبری نیست!! ولی می خوام بگم اینجوری هم نیست که از روز اول دانشگاه هر کدوم از آقایون (خانم ها) عاشق یکی از خانم های ( آقایون) همکلاسی شون بشن !! و درس و همه چیزشون رو ول کنن و هر روز در خونه ی دختره (پسره) باشن و مدام به همدیگه ساعت و آینه ی بغل ماشین !! و ... هدیه بدن و ...
یکی نیست به این آقا مسعود نویسنده بگه پدرت بیامرزه چی می شد لااقل می گذاشتی یه ترم از دانشگاه بچه ها !! می گذشت بعد این دوتا رو به عقد هم در میاوردی؟! تو که 50 قسمت می خواهی بنویسی ، چندتای دیگه هم روش ...
یکی دیگه پیدا نمیشه به این آقای سهیلی زاده که کارگردان سریال هست بگه که مگه شما قرار نبوده با این سریال مواجه ی صحیح خانواده ها بعد از اطلاع پیدا کردن علاقه ی فرزندانشون به یکدیگر رو به نمایش بذارین ولی با این پدر ( پدر دختر ) و مادری ( مادر پسر ) که یکی کاملاً سفید و دیگری کاملاً سیاه به تصویر کشیدین به یه نوع تخیل اجتماعی رسیدین که کمتر توی جامعه با چنین خانواده هایی برخورد میکنین ...
از ماجرای خانم ادیب و آقای نظری که بگذریم که استثاهای محیطهای دانشگاهی هستن ، با کوله باری از تجربه !! به نظرم ارتباط همکلاسی آقا (خانم ) با همکلاسی خانم ( آقا ) همیشه هم مسائل عاشقی و روابط آنچنانی رو به دنبال نداره و این یه نوع تصور اشتباهی هست که همه ی ما در نگاه اول چه شوخی و چه جدی برداشت می کنیم . راستش این رو به شدت قبول دارم که هرچه چنین ارتباط هایی کمتر باشه ، سوءتفاهمات و لغزش ها کمتر میشه ولی به این هم اعتقاد دارم که میشه با همکلاسی خانم (آقا) ارتباط سالم فکری ، علمی و حتی دوستانه برقرار کرد در حالی که همه ی موازین اخلاقی و شرعی رو هم رعایت کرد .
می خوام بگم نغمه های پویاها و پویایی خانم ادیب ها توی محیط دانشگاهها همیشه هم به یک ترانه ی عاشقانه ختم نمیشه ، ترانه های دیگه ای هم گاهی سروده میشه ...
پی.اس :یکی نیست بگه اِتقوا مِن مواضِع التهم !!!
1The story began when I was a child;
I was born as a son of a poor family.
Even for eating, we often got lack of food.
Whenever the time for eating, mother often gave me her portion of rice.
While she was removing her rice into my bowl,
she would say "Eat this rice, son. I'm not hungry".
That was Mother's First Lie
2.When I was getting to grow up,
the persevering mother gave her spare time for fishing in a river near our house,
she hoped that from the fishes she got,
she could gave me a little bit nutritious food for my growth.
After fishing, she would cook the fishes to be a fresh fish soup,
which raised my appetite. While I was eating the soup,
mother would sit beside me and eat the rest meat of fish,
which was still on the bone of the fish I ate.
My heart was touched when I saw it.
I then used my chopstick and gave the other fish to her.
But she immediately refused it and said "Eat this fish, son.
I don't really like fish."
That was Mother's Second Lie.
3.Then, when I was in Junior High School,
to fund my study,
mother went to an economic enterprise to bring some used-matches boxes that would be stuck in.
It gave her some money for covering our needs.
As the winter came,
I woke up from my sleep and looked at my mother who was still awoke,
supported by a little candlelight and within her perseverance she continued
the work of sticking some used-matches box.
I said, "Mother, go to sleep, it's late,
tomorrow morning you still have to go for work.
" Mother smiled and said "Go to sleep,
dear. I'm not tired."
That was Mother's Third Lie.
4.At the time of final term,
mother asked for a leave from her work in order to accompany me.
While the daytime was coming and the heat of the sun was starting to shine,
the strong and persevering mother
waited for me under the heat of the sun's shine for several hours.
As the bell rang, which indicated that the final exam had finished,
mother immediately welcomed me and poured me a glass of tea
that she had prepared before in a cold bottle.
The very thick tea was not as thick as my mother's love,
which was much thicker. Seeing my mother covering with perspiration,
I at once gave her my glass and asked her to drink too.
Mother said "Drink, son. I'm not thirsty!".
That was Mother's Fourth Lie.
5.After the death of my father because of illness,
my poor mother had to play her role as a single parent.
By held on her former job, she had to fund our needs alone.
Our family's life was more complicated. No days without sufferance.
Seeing our family's condition that was getting worse,
there was a nice uncle who lived near my house came to help us,
either in a big problem and a small problem.
Our other neighbors who lived next to us saw that our family's life was so unfortunate,
they often advised my mother to marry again. But mother,
who was stubborn, didn't care to their advice,
she said "I don't need love."
That was Mother's Fifth Lie.
6.After I had finished my study and then got a job,
it was the time for my old mother to retire.
But she didn't want to; she was sincere to go to the marketplace every morning,
just to sell some vegetable for fulfilling her needs.
I, who worked in the other city, often sent her some money to help her in fulfilling her needs,
but she was stubborn for not accepting the money.
She even sent the money back to me.
She said "I have enough money."
That was Mother's Sixth Lie.
7.After graduated from Bachelor Degree,
I then continued my study to Master Degree.
I took the degree, which was funded by a company through a scholarship program,
from a famous University in America .
I finally worked in the company. Within a quite high salary,
I intended to take my mother to enjoy her life in America .
But my lovely mother didn't want to bother her son,
she said to me "I'm not used to."
That was Mother's Seventh Lie.
8.After entering her old age,
mother got a flank cancer and had to be hospitalized.
I, who lived in miles away and across the ocean,
directly went home to visit my dearest mother.
She lied down in weakness on her bed after having an operation.
Mother, who looked so old, was staring at me in deep yearn.
She tried to spread her smile on her face;
even it looked so stiff because of the disease she held out.
It was clear enough to see how the disease broke my mother's body,
thus she looked so weak and thin.
I stared at my mother within tears flowing on my face.
My heart was hurt, so hurt, seeing my mother on that condition.
But mother, with her strength, said "Don't cry, my dear.
I'm not in pain."
That was Mother's Eight Lie.
After saying her eighth lie, She closed her eyes forever!
خواندن کل اين متن بيشتر از 3 دقيقه زمان شما را نخواهد گرفت. پس لطفا بخوانيد.
١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است. اينجا هر پروژهاى حداقل ٢ سال طول ميکشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن (globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئديها در تناقض است. آنها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار ميکنند، بحث ميکنند، بحث ميکنند، بحث ميکنند و خيلى به آرامى کارى را پيش ميبرند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى ميانجامد. به عبارت ديگر:
1- سوئد در حدود 450000 کيلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد.
٣- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوي نيز مشهور است حدود 78000 نفر جمعيت دارد.
4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون برخى از شرکتهاى توليدى سوئد هستند.
اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برميداشت و به محل کار ميبرد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبحها زود به کارخانه ميرسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک ميکرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار ميآمدند.
روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک ميکنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟
او در جواب گفت: براى اين که ما زود ميرسيم و وقت براى پيادهرفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر ميرسند و احتياج به جاى پارکى نزديکتر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نميکني؟
ميزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنيد.
اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food). اين جنبش ميگويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع (Fast Food ) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار ميگيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال ميبرد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت همه شئون زندگى ما کرده است.
مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار ميکنند امّا از آمريکائيها و انگليسيها مولّدترند. آلمانيها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل دادهاند و مشاهده کردهاند که بهرهورى و قدرت توليدشان ٢٠درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائيها را هم جلب کرده است.
البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهرهورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهرهورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر ?رارى مجدّد ارزشهاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است.
به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسيترين ارزشهاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيطهاى کارى کم تنشتر، شادتر و مولّدترى است که در آن، انسانها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت ميبرند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکتها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بيشتاب و با بهرهورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.
بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان ميگذرانيم امّا تنها هنگامى به آن ميرسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.
بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش ميکنيم.
همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار ميکنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم. به گفته جان لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق ميافتد، در حالى که تو سرگرم برنامهريزيهاى ديگرى هستى.
به شما به خاطر اين که تا پايان اين مطلب را خوانديد تبريک ميگوئيم. بسيارى هستند که براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را رها ميکنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند!
don't kill that spider in your house .he is just lost. show him the way home
smile a stranger
listen to someone's heart
drop a coin where where a child can find it
learn something new then teach it to someone else
tell some one you are thinking of them
huge a love one
don't be afraid to say: i am sorry
look a child in in the eye and tell them who great they are
make a promise and keep it
call someone for no other reason than to just say "Hi
به ما مراجعه کنید !
اگر می خواهید بدون نیاز به انجام ورزش های سخت و طاقت فرسا مثل ژیمناستیک و یوگا ، انعطاف پذیری بدنتان را بالا ببرید بطوریکه بتوانید در حالت استاده هم بینی تان را به زمین برسانید !
اگر می خواهید بدون استفاده از کرم های گرانقیمت و خوابیدن در زیر نور مستقیم آفتاب ، پوستتان را هر چه بیشتر برنزه کنید !
اگر می خواهید بدون پرداخت شهریه به آموزشگاه های زبان و بدون درس خواندن و صرف وقت و هزینه ، یکی از رایج ترین زبان ها را در کمترین مدت فرا بگیرید !
اگر می خواهید بدون نیاز به خریداری بلیط هواپیما و یا هر نوع وسیله پرنده دیگر ، در آسمان آبی و زیبای شهر به پرواز در آیید !
اگر می خواهید بدون مراجعه به روانشناس و یا روانپزشک و صرف هزینه های هنگفت ، از شر تمام غم و غصه های زندگی خود خلاص شوید و همه چیز را فراموش کنید !
اگر می خواهید که احساس درد ناشی از انواع بیماریهایتان بدون نیاز به مراجعه به پزشک و پرداخت حق ویزیت و خرید دارو کاهش یابد!
اگر می خواهید با توجه به گرانی مواد غذایی ، اشتهایتان کم شود تا کمتر بخورید و در نتیجه کمتر برای خورد و خوراکتان هزینه نمایید !
اگر می خواهید بدون نیاز به مراجعه به موسسات زیبایی و یا استفاده از داروهای گرانقیمت درمان چاقی ، در کمترین زمان و با حداقل هزینه وزنتان را به شدت کاهش دهید !
اگر می خواهید که شوهرتان به راحتی با طلاق دادن شما موافقت کند و یا خانمتان حاضر شود مهریه اش را ببخشد تا شما طلاقش دهید !
اگر می خواهید که دوستان و آشنایانتان در این وضع گرانی میوه و گوشت و برنج و … کمتر به منزل شما بیایند و یا اصلا با شما قطع رابطه نمایند تا بتوانید با آسایش کامل زندگی نمایید !
اگر می خواهید به جای خرج نمودن پولهایتان در راههای مختلف مثل تامین خوراک و پوشاک و مسکن و … فقط در یک جا سرمایه گذاری کنید و از منافع آن هم بهره مند گردید !
و در نهایت اینکه اگر حتی از زندگی سیر شده اید و به دنبال سرعترین و راحتترین راه خلاصی از زندگی می گردید !
از همین امروز به ما مراجعه کنید !
ما انواع و اقسام مواد مخدر شامل : تریاک ، بنگ ، حشیش ، هرویین ، کوکایین ، مرفین ، ماری جوانا ، شیشه ، کریستال ، کراک ، انواع قرص های اکس و … را به ارزانترین قیمت و بالاترین کیفیت در اختیار شما همشهریان عزیز قرار خواهیم داد !
با گسترده ترین سیستم بازاریابی و تولید و توزیع انواع مواد مخدر در سراسر نقاط شهر از جمله پارکها و فضاهای سبز ، کنار خیابانها ، در برخی مغازه ها و فروشگاه های سطح شهر ، و حتی داخل زندان ها ، در تمام ساعات روز بصورت تمام وقت آماده ارائه خدمات به شما همشهریان محترم می باشیم !
ما به شما قول خواهیم داد که فقط با یکبار مصرف مواد ما ، مشتری دائمی مان خواهید شد !
اگر فقط به کیفیت محصول می اندیشید و جایزه برایتان مهم نیست ، پس از ما خرید فرمایید !
همیشه کیفیت ، همیشه مواد ما !
در ضمن افتخار داریم که به اطلاع کلیه جوانان بیکار و جویای کار شهرمان برسانیم که ما به جهت خدمت بیش از پیش به همشهریان ارجمند ، و در جهت اقدام به اشتغال زایی ، هر تعداد از جوانان عزیز را که تمایل به همکاری با ما داشته باشند ، با حقوق و درآمد مکفی و با پورسانت عالی استخدام می نماییم !
هیچگاه فراموش نکنید که معتاد مجرم نیست بلکه بیمار است ، و بیمار هم برای بهبود یافتن درد و ناراحتی اش نیاز به دارو دارد و داروی شما هم فقط در دستان ماست ، پس با خیال راحت هر چه می خواهید دارو مصرف کنید !
جهت تسهیل در امر خرید و فروش محصولات و احترام به حقوق خریداران محترم ، فروشندگان و توزیع کنندگان ما در سطح شهر ، مجهز به انواع پایانه های فروش می باشند تا خریداران چنانچه وجه نقد همراهشان نباشد ، با کارت اعتباری نیز قادر به پرداخت هزینه باشند .
و نیز همچنین برای اشخاصی که به هیچ عنوان پولی در بساط ندارند تدابیری اندیشیده شده تا بتوانند بصورت مبادله پایاپای مواد ما را در ازای طلا و جواهرات همسرشان ، وسایل و اثاث زندگیشان و حتی
اسباب بازیهای فرزندشان دریافت نمایند !
هدف ما جلب رضایت شما معتادان عزیز می باشد !
شب آسمون یه رنگ دیگه ای بود ، یه آبی خاص ! که توام با یک صدای خاص بود ؛ صدای اذان ، اونم اذان موذن زاده اردبیلی ! من عاشق اذان گفتن اون خدا بیامرز هستم !
امروز داشتم به رابطه ی پدر مادرها با بچه هاشون فکر می کردم . چیزی که امروز هم مشکل فرزندان شده هم پدر مادر ها !(این مشکل خود منم شده ها ) چرا اینطوری شده واقعا ؟! قبلا اصلا از این خبر ها نبود ! آخه آدمها خیلی به فکر و احساس هم اهمیت نمی دادن . فکر کنم افراطی شدیم ، فکر و احساس آدمها زیادی برامون مهم شده . برای همین هیچ کس دنیای اون یکی رو نمی فهمه چون همه فکر می کنن فکر و احساس طرف مقابلشون مثل مال خودشونه در حالی که اینطوری نیست .
توی تاکسی یه پسر کوچولوی 4-5 ساله رو دیدم که داشت از خستگی بیهوش می شد ! باباش که از سر کار اومده بود بچه رو برده بود پارک نیاوران و یه بادکنک مرد عنکبوتی براش خریده بود ؛ و تازه پسره می گفت بریم خونه من کت و شلوار دامادیم رو بپوشم بعد با مامان بریم رستوران کباب بخوریم . باباش هم به شرطی قبول کرده بود که اول آقا پسر رو ببرن سلمونی تا موهاش رو خوشگل کنن ....به همین راحتی!!!!
قیافه ی بچه خیلی آروم بود و به نظرم با توجه به چشمهاش دانا و صبور به نظر میومد . یه پسر آقا که قراره همیشه آقا بمونه !
داشتم فکر می کردم خدایی دم بابش گرم چه حالی به پسرش داده . اونم درست بعد از اینکه خسته و کوفته از سر کار اومده خونه!
و داشتم به این فکر می کردم نونی که این آقای بابا خورده حلال بوده و نونی که به پسرش می ده هم حلاله . شاید به نظر بی ربط بیاد اما این نظر منه ، که همه ی مشکلات جامعه ی الان برای اینه که ملت حروم خور شدن . و همه ی فساد جامعه مال اینه که به حروم خوری عادت کردن . مال حروم فقط دزدی و از دیوار مردم بالا رفتن نیست که !
حتی کارگری که دیوار خونه ما رو شست هم دزدی کرد! چون ساعت 8 صبح اومد تا 4 بعد از ظهر فقط دیوار های اتاق ها رو شست بعد گفت خسته شدم و 25000 تومن گرفت و رفت که فرداش بیاد . فرداش هم 8 تا 3 وایساد و گفت خسته شدم زمین رو نمی شورم خیلی جاهای دیگه رو هم نشست و کلی داد و بی داد راه انداخت که آبرومون رو ببره و باز 25000 گرفت و رفت و... (بقیه اش رو تهریف نمی کنم چون خیلی اعصاب خورد کن بود!)
اون کسی هم مالیات نمی ده داره دزدی می کنه چون از بیت المال می خوره . کسی که اموال شهر رو خراب می کنه از بیت المال می دزده . کسی که آشغال رو زمین می ریزه و رفتگر ها رو به دردسر می اندازه هم داره از بیت المال می خوره .
اما الان همه مشغول این جور خوردن هستند به اسم اینکه " ای بابا ! اینا همش می ره تو جیب دولت " یا " اینا مال دولته "
ای وای خدا ی من چرا امام زمان نمیان ؟ خسته شدم ! حتی اگه من رو هم بکشن من می خوام که بیان !
خدایا دنیا رو کثافت داره بر می داره آخه !
***برسان منجی ما را***
لط ...
فا...
حجتالاسلام والمسلمين مصطفي پورمحمدي رييس سازمان بازرسي كل كشور، طي حکمي محمود صفري را به عنوان مشاور خود منصوب کرد.
محمود صفري كه پيش از اين معاون سياسي و قضايي سازمان بازرسي بود از سوي حجتالاسلام والمسلمين پورمحمدي به سمت مشاور رييس سازمان و مديرکل دفتر نظارت، ارزيابي عملکرد و رسيدگي به شکايات اين سازمان منصوب شد.
اكنون مهدي اميري که پيش از اين دادستان ديوان محاسبات بود با حكم پورمحمدي، به سمت معاون نظارت و بازرسي امور سياسي و قضايي سازمان بازرسي کل کشور منصوب شده است.
دفتر نظارت، ارزيابي عملکرد و رسيدگي به شکايات سازمان بازرسي كل كشور، با عملكردي درون سازماني بر تمام معاونتهاي سازمان بازرسي و دفاتر استاني نظارت دارد.
--- منبع این متن یک ایمیل بود که از دوستان برام اومده ---
انیشتین می گفت :
" آنچه در مغزتان می گذرد ،جهانتان را می آفریند. "
استفان کاوی (از سرشناسترین چهره های علم موفقیت)احتمالا با الهام از همین حرف انیشتین است که می گوید :
"اگر می خواهید در زندگی و روابط شخصی تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می خواهد قدمهای کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی تان ایجاد کنید باید نگرشها و برداشتهایتان را عوض کنید. "
او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی ،ملموس تر می کند :" صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم . تقریبا یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و در مجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می کردند. یکی از بچه ها با صدای بلند گریه می کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می کشید و خلاصه اعصاب همه مان توی اتوبوس خرد شده بود . اما پدر آن بچه ها که دقیقا در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض باز کردم که : آقای محترم ! بچه هایتان واقعاً دارند همه را آزار می دهند . شما نمی خواهید جلویشان را بگیرید؟ مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می افتد کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت : بله ، حق با شماست . واقعاً متاسفم . راستش ما داریم از بیمارستانی برمی گردیم که همسرم ، مادر همین بچه ها ٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی دانم باید به این بچه ها چه بگویم. نمی دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد."
استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می پرسد :" صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ " و خودش ادامه می دهد که:" راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم : واقعاً مرا ببخشید . نمی دانستم . آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....
اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می تواند تا این اندازه بی ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم ."
" حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می شود. کلید یا راه حل هر مسئله ای این است که به شیشه های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است که به آن معنا و مفهوم می دهد."
دکتر کاوی با این صحبتش آدم را به یاد بیت زیبای مولانا می اندازد که :
" پیش چشم ات داشتی شیشه ی کبود لاجرم عالم کبودت می نمود "
قاضي مسعودي مقام، رييس شعبه 1193 دادگاه عمومي تهران مستقر در مجتمع قضايي امور اقتصادي، راي محكوميت يازده متهم پرونده متهمان به جرايمي از جمله جعل و شروع به جعل و تحصيل در اراضي دولتي از طريق نامشروع را صادر كرد.
پايگاه اطلاعرساني مجتمع قضايي امور اقتصادي خبر داد: شعبه 1193 دادگاه عمومي تهران مستقر در مجتمع قضايي امور اقتصادي به رياست قاضي مسعودي مقام، رأي محكوميت يازده متهم به نامهاي 1) س . ص، 2) ع . هـ، 3) خ . ن، 4) م . م، 5) الف . ب، 6) ن . ت، 7) م . س، 8) ح . ك، 9) س . ش، 10) ش . ش و 11) ف . الف را به اتهام جعل، شروع به جعل، مشاركت در جعل، استفاده از سند مجعول، معاونت در جعل، ارتشاء، تحصيل اراضي دولتي از طريق نامشروع، معاونت در تحصيل اراضي دولتي از طريق نامشروع، تحصيل مال نامشروع، معاونت در تحصيل مال نامشروع، معرفي مال غير به عوض مال خود، انتقال مال غير بدون مجوز قانوني، اهمال و تفريط در انجام وظيفه منجر به تضييع اموال و وجوه دولتي، مشاركت در تصديق خلاف واقع توسط مستخدمين و كاركنان ثبت اسناد و املاك و فراهم نمودن موجبات تحقق جرم ارتشا، صادر كرد.
| متن کامل آييننامه کميسيون عفو، تخفيف و تبديل مجازات |
![]()
به موجب تصويب آيين نامه کميسيون عفو، تخفيف و تبديل مجازات و ابلاغ آن از سوي رييس قوه قضاييه، کميتههاي استاني عفو، تخفيف و تبديل مجازات نيز تشکيل ميشوند.
متن کامل اين آيين نامه به شرح ذيل است:
مخبر
كميسيون قضايي و حقوقي مجلس تصريح كرد: اگر مواد 23 و 25 لايحهي حمايت از
خانواده در كميسيون قضايي و حقوقي حذف نشود حتما اصلاح خواهد شد. امينحسين رحيمي نمايندهي مردم ملاير در خانهي ملت در ارزيابي از لايحهي حمايت از خانواده گفت: اين لايحه در اولين هفتهي كاري مجلس در دستور صحن علني قرار دارد. وي
افزود: اين لايحه مطالب زيادي دارد. اما در اين لايحه دو ماده 23 و 25 آن
مورد مناقشه قرارگرفته است. مادهي 23 راجع به ازدواج مجدد است كه مرد
ميتواند از دادگاه ازدواج مجددش را تقاضا كند و دادگاه بعد از بررسي، اگر
به اين نتيجه رسيد كه مرد توانايي مالي داشته و ميتواند عدالت را اجرا
كند، اين اجازه را صادر ميكند. اين
نماينده مجلس ادامه داد: مادهي 25 هم درخصوص مهريههاي بالاي عرف است.
طبق اين ماده اگر كسي مهريهاي بالاي مبلغي كه در آييننامهاي آن مشخص
شود، در نظر بگيرد بايد ماليات بپردازد. به گفته وي، اين دوماده در لايحهاي كه قوهي قضاييه به دولت ارائه كرد، وجود نداشته و دولت اين دو بخش را اضافه كرده است. مخبر
كميسيون قضايي و حقوقي مجلس ادامه داد: دولت اين دو ماده را به لايحه
اضافه كرد و توجهاتي براي آن دارند، اما بحث مجلس مخصوصا كميسيون قضايي
درحال حاضر در باب كليات لايحه است، چرا كه اين لايحه حدودا 50 ماده دارد
و لايحهي بسيار خوبي است، البته مواد 23 و 25 در كميسيون ممكن است حذف يا
اصلاح شود. طبق اطلاع بنده اعضاي كميسيون راجع به اين دوماده نظراتي دارند
و قطعا اين دوماده اصلاح خواهد شد. نمايندهي
ملاير احتمال حذف اين دو ماده را هم زياد دانست و گفت: اين دو ماده در
لايحهي قوهي قضاييه نبوده و دولت هم در لوايح قوهي قضاييه معمولا
دستكاري نميكند. ظاهرا در اين راستا دولت نظراتي داشته كه آن را اعمال
كرده و قطعا نمايندهي قوهي قضاييه يعني دكتر الهام به عنوان وزير
دادگستري و نمايندهي اين قوه درجلسات دولت حضور داشته و اين تغييرات
ايجاد شده است. رحيمي
به يكي از امتيازات لايحهي حمايت از خانواده اشاره كرد و گفت: اين لايحه
به ايجاد و تشكيل مراكز مشاوره در كنار دادگاههاي خانواده تاكيد دارد كه
افراد متخصص در امور روانشناسي و مسائل اجتماعي و خانواده و حقوقي در اين
مراكز كار خواهند كرد و حداقل نيمي از آنها هم بايد خانمهاي متخصص در اين
رشتهها باشند. اين افراد پروندههاي مربوط به دعاوي خانوادهها را بايد
بررسي كنند. لذا اين افراد در كاهش طلاق و تحكيم بنيان خانواده ميتوانند
بسيار موثر باشند. به
گفتهي وي، در اين لايحه بهحدي به مواد 23 و 25 پرداخته شده كه مزاياي
ديگر لايحه اصلا بحث نشده است كه قطعا كميسيون قضايي و حقوقي مجلس در بحث
جزييات زياد كار خواهد كرد.
مشخصات ايران چك يك ميليون ريالي بانك مركزي:
مبلغ اسمي: 1000،000 ريال
رنگ: رنگ غالب ايران چك يك ميليون ريالي قهوه اي روشن است
ابعاد: 75 در160 ميليمتر
مشخصات روي چك:
1- طرح روي ايران چك، قسمتي از بناي تخت جمشيد است .
2- واترمارك تصوير فردوسي درسمت چپ و در خميره و كاغذ كه درمقابل نور از دوطرف ايران چك قابل رؤيت مي باشد.
3- نخ امنيتي پنجره اي كه از نوع هولوگرام وبا نوشته 1000,000 به صورت بي رنگ در بطن نخ مي باشد.
4- نخ امنيتي پنهان كه درون كاغذ قرارگرفته و از نوع فلورسنت و با نوشته بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران است.
5- فيبرهاي مرئي كه در سطح چك پراكنده است و بدون هيچگونه ابزاري قابل مشاهده است.
6- در بردر بالاي طرح تخت جمشيد عبارت (IRAN CHEQUE 100) بصورت مخفي وجود دارد كه با تغيير زاويه در مقابل چشم قابل رؤيت مي باشد.
7- كليه نقاطي كه به رنگ قهوه اي روشن روي ايران چك نشان داده شده است چاپ برجسته مي باشند كه با انگشتان دست به سهولت قابل لمس و شناسائي است.
8- داراي شماره امنيتي فارسي درقسمت بالا سمت راست كه در مقابل اشعه ماوراء بنفش به رنگ طلايي تغيير مي يابد. همچنين داراي شماره سريال (MICR) با قابليت كنترل ماشيني درقسمت پائين سمت چپ مي باشد.
9- براي چاپ آرم بانك مركزي در قسمت وسط سطح چك از مركب حرارتي استفاده شده به گونه اي كه با لمس انگشتان دست و افزايش گرما طرح مذكور ناپديد و پس از سردشدن مجدد ظاهر مي گردد.
10- طرح ( see through نوع اول) در سمت چپ ايران چك عدد 1000,000در پشت و روي چك به صورت عمودي و ناقص چاپ گرديده كه با قراردادن چك در مقابل نورعدد 1000,000 بطور كامل رؤيت مي شود.
11- مركب ضد كپي- درطرح( see through نوع دوم) واقع در زيربناي تخت جمشيد مركب نارنجي رنگ در كپي رنگي از ايران چك به رنگ قهوه اي كم رنگ تغيير مي يابد.
مشخصات پشت ايران چك:
1-درسمت چپ قسمت وسط عدد 100 بصورت نامرئي وجود دارد كه با تابش اشعه ماوراء بنفش قابل رويت است.
متن کامل دستور العمل رئیس قوه قضائیه
در خصوص نحوه تشکیل و راه اندازی دادگاه های سیار
در اجراي قانون تشکيل دادگاه هاي سيار
مصوب 10/6/1366 مجلس شوراي اسلامي و به منظور خدمت رساني بيشتر به مناطق محروم،
دسترسي آسان به خدمات قضائي، گسترش عدالت و احياء حقوق عامه و همچنين ارتقا کيفيت
شوراهاي حل اختلاف و ترويج فرهنگ صلح و سازش ، دستور العمل نحوه تشکيل راه اندازي
دادگاه هاي سيار از سوي رئيس قوه قضائيه ابلاغ شد که متن کامل آن ذيلاً آمده است:
من شما رو دوست دارم، من باید شما رو دوست بدارم، پس شما را دوست دارم، شما انسان هستید، پس من شما رو دوست دارم، من همه ی انسانها را، هر طور که باشند، دوست دارم.... با صدایی حاکی از تسلیم تکرار کرد :"دوستتان دارم".
(میرا- نوشته ای کریستوفر فرانک- ترجمه لیلی گلستان)
اساسا" گويا يكي بود، يكي نبود
در زمان هايي كه اصلا" هم قديم نبود،در شهري بزرگ كه ديگه اسمش رو با "ط" نمي نوشتن،دختري زندگي مي كرد ...كه نمي كرد بهتر بود!
يعني فكر مي كرد زندگي مي كنه،ولي فقط زنده بود...
يه روز كه از دست همه خسته شده بود و حوصلۀ هيچ كس رو نداشت،تصميم گرفت كه سنت شكني بكنه و با مامان و بابا نره به مهموني اي كه هيچ وقت دوست نداشت بره ولي مي بردنش...
بالاخره بعد از كلي التماس و ارتجاع و اختراع كردن و غيره،موفق شد كه تو خونه تنها بمونه(اين همون نو آوري و شكوفايي اي بود كه وعده داده بودن بهش)
اين تو خونه تنها موندن واسش عين يه گردش علمي بود،آخه اون تا حالا خونشون رو تنهايي نديده بود،از قضا اداره برق اعلام كرده بود كه لامپ اضافي خاموش،بنابراين برقهاي خونشون هم رفته بود،خلاصه خيلي دختر بيچاره اي بود،خيلي هم حوصلش سر رفته بود،ديگه داشت به مرز جنون مي رسيد(اين مرز جنون جاي خاصي نيست،يه حالت به خصوصيه)
تا اينكه سر انجام تصميم گرفت يه كارايي بكنه كه تا حالا نكرده بود،مثلا" اون ديگه مي تونست با بطري آب بخوره،بدون اينكه كسي متوجه بشه!يا حتي مي تونست بره اون چمدونُ كه مامان بالاي كمد قايم كرده بود رو بگرده،مي تونست واسه خودش كلي پادشاهي كنه.كم كم داشت خوشش مي اومد از اين همه آزادي عمل كه دينگ(چيزي نيست،صداي ترانس بود)برقا اومد،اون هنوز سر چمدون بود كه تلويزيون روشن شد،با خودش گفت چرا به فكرخودم نرسيده بود؟!!چمدونُ پيچيد و رفت نشست پاي تلويزيون،داشت واسه خودش يكي يكي مزاياي تنهايي رو تنهايي مي شمرد كه يهو وسط تابستون باد تندي شروع به وزيدن كرد و همين كه آنتن تلويزيون رو به هم زد با خيال راحت تبديل به نسيمي شد كه انگار داشت بهش دهن كجي مي كرد.
معلوم نشد كه چرا تصميم گرفت بره بالا پشتبون و آنتنُ درست كنه(در هيچ يك از نسخ هم نيامده)
خلاصه رفت و به نظر خودش آنتنُ درست كرد و با هيجان از پله ها داشت مي اومد پايين كه تق!همون باد بي مزهه زد ايندفعه درُ بست، قانونا" بايد دنيا پيش چشماش تيره وتار مي شد،چون انگار در بهشت ُ به روش بسته بودن ، هر چي فكر كرد نتيجه نداد و هيچ فرقي حاصل نشد و مجبور شد تا وقتي مامانشينا بيان پشت در بمونه،بالاخره بعد از چهار ساعتُ خورده اي پشت در موندن ، مامانيناش اومدن و دختره هم اصلا" به روي خودش نياورد كه مونده پشت در...
مامانش هم از زير پادري كليدُ ور داشت(الان ديگه جاش ُ عوض كردنا) و درُ باز كرد و رفتن تو،دختره هم يه نگاه به تلويزيون انداخت ،ديد هنوزم برفكيه ولي تو چشماش رضايتي كه از روي حماقتش بود موج مي زد...
نتيجه گيري علمي اخلاقيه دختره : اگه تنها باشي نمي توني آنتن تلويزيونُ درست كني
نايب رييس كميسيون حقوقي گفت: كميسيون در نظر
دارد آزمون ورودي كانون وكلا را حذف كند در اين صورت وكلا نيز مثل ساير
مشاغل آزاد به فعاليت ميپردازند.
عزتالله يوسفيان نايب رييس كمييسون حقوق و قضايي در گفتوگو با خبرنگار
پارلماني ايسنا گفت: براي انجام كار وكالت تمام وكلا بايد از كانون وكلا
پروانه كسب كنند هيچ كسي نميتواند بعد از دوران تحصيل در امر قضا شركت
كند يا وكيل شود، مگر اينكه از كانون وكلا پروانه بگيرد يا از مركز امور
مشاوران موضوع ماده ۱۸۷ قانون برنامه سوم توسعه پروانه بگيرد.
نايب رييس كميسيون حقوقي گفت: در حال حاضر تمام فارغ التحصيلاني كه به مشاغل آزاد ميروند معمولا براي ورود به كار آزاد، كنكوري را پشت سر نميگذارند، به عنوان مثال پزشكي كه دوران پزشكي عمومي يا تخصصش تمام شده فقط خود را به سازمان نظام پزشكي معرفي ميكند و با دريافت يك كد از نظام پزشكي به كار طبابت ميپردازد. ولي اگر يك ليسانس يا فوق ليسانس يا دكتراي حقوق بخواهد وكالت كند بايد از كانون وكلا پروانه بگيرد.
وي ادامه داد: در حال حاضر به طور جدي اين بحث را دنبال ميكنيم كه آزمون ورودي كانون وكلا و مركز امور مشاوران حذف شود و هر كس ميخواهد وكيل شود با شرايط كلي مثل ساير مشاغل بتواند به وكالت بعد از دوره كار آموزي بپردازد و به طور كلي آزمون برداشته شود.
يوسفيان گفت: ماده ۱۸۷ برنامه سوم توسعه مدتش تمام شده و و در اين باره طرحي به كميسيون حقوقي آمده كه زمان آن تمديد شود، در كنار اين تمديد مدت اين موضوع هم مطرح ميشود براي ورود به صحنه وكالت كه يكي از مشاغل آزاد است مثل ساير كساني كه دوره آموزش عالي را طي كردهاند، عمل شود. وقتي وكيل باسواد باشد، مردم به سراغش ميروند و ديگر انتخاب وكيل از سوي مردم اختياري است.
وي يادآور شد: با تصويب اين طرح، مشكل كساني كه چندين سال پشت كنكور آزمون ورودي براي وكالت ماندهاند حل ميشود.
همه می میرن . چه خوب چه بد . چه سیاه چه سفید .چه معصوم چه ظالم....
می شه با مرگ زندگی ایجاد کرد حیات برای دیگری !
بدون دردسر و بدون ترس . چون اون موقع دردی احساس نمی کنی ! لا اقل به خاطر این کار!
اهمیت اهدای اعضا رو کسانی بهتر می دونن که منتظرش هستن !
بامراجعه به سایت زیر شما هم می تونید بدون دردسر بعد از ایشالا ۱۲۰ سال به بیش از ۵ نفر حیات دوباره ببخشید .
چرا در کنکور قبول نمی شويم؟

شركت بريتيش تله كام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را كه كاربران كامپيوتري يا اينترنتي اين شركت ارتباطي ازمشاوران آنها پرسيده اند منتشر كرد.
به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.
ليست احمقانه ترين سوالات IT كه از مشاوران شركت BT انگلستان پرسيده شده به شرح زير است:
۱- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (any keys) فشار دهيد اما من نمي توانم دكمه any را روي كيبوردم پيدا كنم.
۲- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.
۳ -كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد.
۴- كاربر: اينترنت من كار نمي كند؟
مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟
كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!
۵ -كاربر: پسر ۱۴ ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟
كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده
۶- مشاور: لطفا روي ماي كامپيوتر (كامپيوتر من) كليك كنيد.
كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست.
۷ -مشاور: مشكل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است كه روي دستگاهتان نصب شده(اسپاي در انگليسي به معني جاسوس است)
كاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل مانيتور وقتي لباس عوض ميكنم من راببيند؟
۸- كابر: نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مشاور: دکمه رو فشار بدين
كاربر: فشار دادم ولي در نمي ايد
مشاور: دكمه به راحتي تو مي رود؟
كابر: بله؛ اما نه، ببخشيد من هنوز ديسكت را تو درايو نگذاشته ام، هنوز روي ميزمه.
۹ -كاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
كاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني وايرلس است؟
در يك مورد ديگر نيز مركز مشاوره مايكروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر كرده است.
1- مرکز مشاوره: چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري: يک کامپيوتر سفيد…
2- مشتري: سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز: سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري: آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز: اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم…
مشتري: نه… صبر کن… من هنوز نذاشتمش تو درايو… هنوز روي ميزمه.. ببخشيد…
3- مرکز: روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري: سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
4- مرکز: روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري: سلام…من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز: ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و…
مشتري: گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
5- مشتري: سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه…
6- مشتري: من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم…
مرکز: آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري: نه.
7- مرکز: الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري: يه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خريده.
8- مرکز: و الآن ۸ Fرو بزنين.
مشتري: کار نمي کنه.
مرکز: دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري: من کليد F رو ۸ بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته…
9- مشتري: کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز: مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري: نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز: کيبوردتون رو برداريد و ۱۰ قدم به عقب بريد.
مشتري: باشه.
مرکز: کيبورد با شما اومد؟
مشتري: بله
مرکز: اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري: چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه… اون يکي کار مي کنه!
10- مرکز: رمز عبور شما حرف کوچک a مثلapple، و حرف بزرگ V مثلVictor، و عدد ۷ هست.
مشتري: اون ۷ هم با حروف بزرگه؟
11- يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه…
مرکز: شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري: بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز: ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري: پنج تا ستاره.
12- مرکز: چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري Netscape :
مرکز: اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد… Internet Explorer
13- مشتري: من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!
14- مرکز: مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري: عصرتون بخير! من بيش از ۴ ساعت براي شما صبر کردم.
ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز: آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري: من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از ۴ ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟
15- مرکز: چه کمکي از من برمياد؟ مشتري: من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز: خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري: خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
|
دوشنبه سوم تیرماه: ۱۳۸۷ مدیرعامل شرکت مخابرات ایران با رد موضوع مدیریت دولتی این شرکت پس از خصوصیسازی، گفت: مدیریت این شرکت پس از خصوصیسازی تنها در اختیار بخش خصوصی خواهد بود.
| |||