راهنمایی برای انتخاب واحد

دوستان عزیز روی آدرس زیر کلیک کنید تا راهنمای کامل نحوه انتخاب واحد را ببینید:

http://web.shahed.ac.ir/new/shahed/picfile/315/nad.pdf

برای مشاهده دستور العمل کامل و ساعات انتخاب واحد حضوری و غیر حضوری آدرس زیر مراجعه نمایید:

http://web.shahed.ac.ir/new/shahed/applications.php?name=shcnt&l_op=show_news_detail&nid=536

دو خبر جالب

این دو تا خبر به نظرم جالب اومد یکی در رابطه با جنگ مجازی ایرانی ها با اسراییلی ها یکی هم در رابطه با کاندیداتوری سید محمد خاتمی. روی آدرس ها  کلیک کنین

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8711010194

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8711010001

السلام علیک یا ابا عبدالله

 در ایام عزاداری سرور وسالار شهیدان، ابا عبدالله الحسین آزاد مرد عرصه هستی ، بار دیگر حیوان خوهای انسان نما کمی آن طرف تر از ما افسار پاره کرده اند و چونان درندگان وحشی صحراها کودکان و زنان ، پیران و جوانان را قتل عام می کنند. به راستی چه باید کرد؟؟ تصویر کودکان غلطیده در خون، مادران داغ دیده ، خانه های خراب شده بر سر انسان ها چه چیزی را به یاد شما می آورد؟ دوست دارم کاری بکنم اما نمی دانم چه کاری؟ گروهی از دانشجویان جلوی دفتر حافظ منافع اسراییل (مصر) جمع شده اند، با دوستان سری به آنجا زدیم و آمدیم، عده ای هم ،هم اکنون اس ام اسی خبردار شدم که وارد سفارت انگلیس شده اند. عده ای هم در مهرآباد تحصن کرده اند و خواستار اعزام به غزه اند!! به راستی چه می توان کرد؟ از طرف دیگر با برخی دوستان که صحبت می کنم حرف های ضد ونقیضی می شنوم. یکی می گفت تا کی باید غصه همسایگان را بخوریم؟ مگر همین عراقی ها مادران و پدران ، برادران و خواهران ما را به خاک وخون نکشیدند؟!! به او گفتم غزه که عراق نیست، گفت ما درد عراقی را هم باید بکشیم، در آن ۸ سال این فلسطینی ها کجا بودند؟ یکی  دیگر می گفت: عامل نا امنی غزه ، لبنان ، عراق و... سران ایران اند که با کمک های خودشان به خاکستر جنگ می دمند!؟  دیگری می گفت کریسمس را بچسب، تا کی غصه؟

نمی دانم حق با کیست؟ با او که کریسمس را به من تبریک می گوید یا او که فقط می خواهد با حاکمان مخالف باشد یا او که روزگار برایش مثل قبل است یا او که فریاد اعتراض بر آورده یا او که حتی داوطلب شده به غزه هم برود؟؟

فقط یک چیز می دانم ، اوضاع و احوال، حرف ها و نظرها و عقیده ها برایم آشناست. انگار قبلا شبیه آن را حس کرده ام. گویا یک بار عاقبت همه این نظرها و عقیده ها را دیده ام!

 شاید برای یافتن پاسخ این سوالات ، یاد حسین(ع) این همه سال زنده مانده است!!! 

دفاعیه استاد دانشگاه ايلينويز

 

«فرانسيس اي بويل»استاد حقوق بين‌الملل دانشگاه ايلينويز در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس در خصوص نسل كشي جاري در غزه گفت: نسل كشي آهسته 1/5 ميليون فلسطيني ساكن غزه بدون وقفه ادامه دارد. اين جريان حمايت كامل ايالات متحده و كشورهاي عضو اتحاديه اروپا را پشت سر خود دارد و به جز ليبي، ساير اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل با اين موضوع همراه شده‌اند.
وي تصريح كرد: آقاي احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران، طرح بنده براي ايران به منظور اقامه دعوا عليه اسرائيل در دادگاه جهاني به منظور شكستن محاصره غزه را در اختيار دارد. طرح من با نام خداوند بخشنده ومهربان آغاز می شود و من با نهايت احترام از رئيس جمهور احمدي نژاد مي‌خواهم كه اين اجازه را به بنده بدهد.

یلدا مبارک

  •   یلدا ، واژه یلدا برگرفته از زبان "آرامی" به معنای تولده. هزاران سال پیش وقتی آریایی ها کوچ را به سمت سرزمین های جنوبی آغاز کردند، یکی از اقوام آنها نیز به سمت ایران ما آمدند. "کاسپین" نام این قوم بود. کاسپ ها مردمانی با چشمان روشن کبودی رنگ و موی بور بودند که ابتدا به گیلان رفته و سپس در سراسر ایران پراکنده شدند. آنها بسیار زرنگ و باهوش و قدرتمند بودند، بناهایی چون " زیگورات چغاز نبیل ، پل های موسوم به آناهیتا و قنات های دزفول و شوشتر حاصل کار آنهاست. آنها با ساختن چهار طاقی های خاص توانستند پی به انحراف ۲۳ درجه ای مدار زمین نسبت به خورشید ببرند و با ساختن تقویمی دقیق پی بردند که آخرین شب قبل از زمستان طولانی ترین شب است. ایرانیان باستان بعدها پی بردند که از فردای آن شب روزها طولانی تر می شوند، آنها بر این باور بودند که خدای خورشید بر زمین دوباره می دمد. دی نام باستانی ماه اول زمستان در آیین پارسی به معنای تولد دوباره خورشید است که واژه  Day  در زبان انگلیسی به معنای روز هم از همین مساله نشات می گیرد.
  •   در اهمیت این شب نزد اقوام کهن همین بس که مصریان از ۴۰۰۰سال قبل این شب را تا مدت ۱۲ روز جشن میگرفتند. یونانی ها و آشوری ها هم به همین منوال که در این بین آیین امروزی ما به آشوریان بسیار نزدیک است.
  •   ایرانیان از دیرباز و اکنون ما در این شب هندوانه وانار و آجیل  میخوریم  و به شب نشینی و خوش وبش میرویم و البته به حافظ تفال میزنیم. فلسفه میوه های این شب پر دانه بودن آنهاست که بیانگر پر برکتی است.
  • در ایران باستان  در روز اول دی پادشاهان پس از یک شب جشن و خوش گذرانی، ردای سپید پوشیده و تاج شاهانه سر کرده و به دامن طبیعت میرفتند، فرش بزرگی پهن کرده و بر روی آن اقسام خوراکی ها را می گذاشتند. خدمتکاران و بردگان در این روز آزاد بودند و مانند مردم عادی به شهر می رفتند.
  •  برخی اقوام ایرانی در این شب رسوم خاصی دارند : در آذربایجان خانواده تازه داماد خوانچه ای تهیه کرده و به منزل نامزد او (تازه عروس ) می برند. در شیراز سفره ای به مانند نوروز می اندازند و در مراسم خاصی بساط فال حافظ  را به راه می کنند. در همدان فالی می گیرند با نام فال سوزن، در خراسان اما شاهنامه فردوسی می خوانند، در اردبیل هم علاوه بر هندوانه و آجیل ، قورقا(گندم برشته) ونخودچی و کشمش می خورندو...
  •     از مجموعه پر مفهوم سنن ایرانی تعداد زیادی را به فراموشی سپرده ایم (اسپندار مذگان یا همان روز عشق) تعدادی را تحریف کرده ایم(چهارشنبه سوری) وتعدادی را حفظ کرده ایم(نوروز ویلدا)اگر می توانید فراموش شده ها و تحریف شده ها را احیا کنید والا این آخرین نشانه های افتخار را حفظ کنیم.

 

رسالت TV

سلام؛ یه مدتی بود که چیزی ننوشتم البته یه مدت بیشتریه که بچه ها کمتر بهمون سر میزنن.همش هم یه دلیل روشن داره :کنکور!!!!! حتی مطلب های شیخم دو سه خطی شده.

اما به دو دلیل مهم امروز خواستم این مطلب و بنویسم: یکی طعنه یکی از دوستای عزیزم که گفت مثلا تو هم نویسنده ای‌‌‌‌، یکی هم دوستم که طعنه زد و گفت مثلا تو نویسنده ای!!!

 اما قصه اصلی یه چیز دیگه اس، این موارد رو میشه به یاد بیارید:

۱-رهبر انقلاب به سفری رفته اند تا با مردم دیداری تازه کنند. کامران نجف زاده  مستند ساخته است مستندی که حس وحال آن به سان واقعه کربلا می ماند، شاید هم حساس تر. تصاویر بسیار گویاست: مردم رهبرشان را دوست دارند، اما کامران می خواهد قسم بخورد که دوست دارند می خواهد از گزارشش حماسه ای بسازد تاریخی. تصویر نشان میدهد پیرمردی گریه می کند شاید حال خوبی دارد، این را هر بیننده ای درک می کند اما کامران برای آن شعر می سراید سجع و تلمیح و مراعات نظیر آنقدر به کار می برد که حال آن پیرمرد را هم میگیرد!!!

۲- هواپیمایی در نزدیکی مهرآباد سقوط کرده!! شدند... نمیدانم آمارش از دستم در رفته فقط این را میدانم که به آن همه خروار هواپیمای سقوط کرده و آدم مرده ، یک هواپیما و چند کشته دیگر باید اضافه کرد. کامران می آید ، مرآتی می آید ۱۰ نفر دیگر هم می آیند حماسه ای را تصویر و روایت می کنند که عالم به خود ندیده!!!! گویی ۸ سال دفاع مقدس دوباره یک شبه تکرار شده، این بار این کشتگان، شهید اند!!! شاید برای التیام دل عده ای، اما فقط عده ای! پسر عموی ۵ ساله ام که ۴ ماه قبل پدرش در چنین حادثه ای مرده بود به من می گوید بابای من هم شهید شد؟ آن قدر کوچک است که نمی توانم به او بفهمانم که نه عزیزم برای مردن بابات لازم نبود ضعف یه عده با ارزشی ترین مفاهیم لاپوشونی بشه!!!

۳- رییس جمهور محبوب، (حسینی بای اینگونه می گوید) تشریف برده اند کلمبیا البته دانشگاه کلمبیا. کلی توهین شنیده اند ، رییس جمهور یک کشور متمدن مورد اهانت یک رییس دانشگاه قرار می گیرد و ملتی که جلای تاریخ اند این چنین کوچک می شوند. اما دریغ از یک برنامه انتقادی ، حتی دریغ از سکوت!! از این افتضاح مستند هم می سازند!!! آنچنان جو مقدسی به آن میدهند که همه، منتقدین را کافر می پندارند.

..... و بالاخره

n-یکی در کشور همسایه کفشش را در آورده کوبیده بر سر آن کس که ۸ سال است بر سر دنیا کوبیده آخر سر هم گفته اشتباه کوبیدم!!! آخر چه کسی از این جرج دابلیو سی یا همون بوش! خوشش میاد؟ اما مرآتی طرح داده، گزارش جذابی تهیه کرده!!: دو لنگه کفش می دهد به مردم  شاد سرزمینمان ایران ومی گوید اوناها اون درخته بوشه بزنش، اونم میزنه اون سر خیابون می خوره تو سر یک پیرزن  بی نوا. پیرزن از بس تلویزیون دیده با خود می گوید آهان این هم یکی از علائم آخرالزمانه!!

  نه آقای مرآتی اون درخته بوش نیست، مزه شه، مزه گزارش بی مزه تو و همکارات که از هر حادثه معمولی یک تیزر تبلیغاتی حماسی مذهبی (بخوانید سیاسی جناحی) می سازید. اون هم با اوج کج سلیقگی!!!!!!!

جسارتت کو خبرنگار؟؟ رسالتت کو رسانه؟ مجیزه گویی را دلقک دربار هم بلد بود!!؟ تو کجایی؟؟؟

 

شادانه


بارگاه حضرت علی (ع) در نجف

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین علی ابن ابی طالب(ع)

 خجسته سالروز عید غدیر خم ، عید ولایت و امامت بر همه دوستداران علی و آل (ع)مبارکباد.

 

روزه نمازاتون قبول ، عیدتون مبارک

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:  هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن، ابتداى خوردن و آشاميدن است و نيز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتى از نخوردن و نياشاميدن. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.

از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبدو در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم: بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر  آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

فیل

آدم ها برای رام کردن فیل های تنومند از حربه ی جالبی استفاده می کنند . آنها برای اینکه همواره فیل های قدرتمند را تحت تسلط خودشان نگه دارند و از آنها بهره لازم راببرند آنها را درهمان سال های کودکیشان به درخت می بندند یا افسار آنها را خودشان کنترل می کنند. فیل کوچک هم هر آنچه تقلا می کند تا خود را از دست درخت یا فیل بانان رهایی بخشد به دلیل اینکه در آن سن قدرت چندانی ندارد نمی تواند موفق شود. به همین جهت به مرور زمان این مسأله به او تلقین می گردد که او توان مقابله با افساری که در دست فیل بان است و یا به درخت بسته شده است را ندارد . به همین دلیل حتی وقتی که قدرتی معادل 10 انسان ویا ۱۰درخت تنومند را دارد ، وقتی افسارش به درخت نه چندان استواری بسته شود ویا در اختیار یک فیل بان نه چندان قدرتمند هم قرا ر گیرد هیچ گونه تلاشی برای رهایی خود نمی کند. فیل همواره در خدمت خواسته های ارباب خود باقی می ماند و حاصل تلاش و قدرت او را بقیه خواهند برد.

در دنیای امروز ما هم چه در دایره مرزها ، چه در فراسوی آن هستند افرادی که با این چنین حربه هایی از حاصل تلاش دیگران سود می برند. شاید این جمله زیاد به گوشتون رسیده باشه که در مقابل فلانی که تو نمی تونی کاری بکنی.... و از این قبیل حرف ها. اما این ما هستیم که نباید اجازه دهیم در هیچ مکان وزمانی با چنین ترفندهای ساده ای قدرت خدادادی عظیم ما در خدمت خواسته های افرادی سود جو قرار بگیرد. والا نه مثل فیل بلکه مثل .... با ما برخورد می شه!!!!

فدای غرور

یکیمون باید "تو" باشه            "من" و "من"  ما نمیشه!

.... از همه کس وهمه چیز دنیا فقط یه کس و یه چیز می خواست. اونو می خواست و محبتشو. همیشه تو  این فکر بود که اگه یه روزی اون بیاد وبخواد باهاش حرف بزنه چی باید بگه ، از کجا باید شروع کنه؟! اما هیچ وقت حاضر نشد خودش پا پیش بذاره، می ترسید از اینکه مبادا اون باهاش رفتار درستی نداشته باشه ، نکنه جوابی که می خواد بهش نده و غرورش رو بشکنه، حتی به صمیمی ترین دوستش هم این راز رو نگفته بود. همیشه می ترسید اگه راز دلش فاش بشه دیگران درموردش فکرکنند بچه س یا تازه به دوران رسیده س یا بی جنبه س. حتی یه بار که تصمیم گرفته بود حرف دلشو به اون بگه وقتی با برخورد سرد و خشک اون مواجه شده بود هزار بار خودشو نفرین کرد که چرا می خواست غرورشو خرد کنه؟؟ خلاصه همه عشقش خلاصه شده بود توی شعرهای عاشقانه ای که برای اون روی صندلی های کلاس های دانشکده می نوشت.

روز آخر دانشگاه هم که تصمیم گرفت حرف دلش رو بزنه وقتی چشماش به چشم اون افتاد دید که بغض کرده ، خودش می گفت واسه اینه که به دانشگاه عادت کرده و سختشه که حالاتموم شده، به خاطر همین ، بازم حرفشو نزد فقط گفت خداحافظ ، موفق باشید.

۳ سال بعد خبر مرگ اون  تو یه تصادف تو جاده شمال رو از بچه های دانشگاه شنید. مادرش به بچه ها گفته بود وقتی دفتر خاطرات اونو ورق می زده تو قسمت مربوط به آخرین روز دانشگاه نوشته بوده، " امروز وقتی ازم خداحافظی کرد بغض همه گلوم و گرفته بود. وقتی می رفت با چشم های پر اشک قدم هاشو شمردم. کاش بهش می گفتم چقدر دوستش دارم. حالا خدا کنه کسی اشکام و ندیده باشه!!!!" 

 

دو تا خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسن مگر اینکه یکیشون واسه اون یکی بشکنه.