بله یه چند وقت بود که فرصت نشد چیزی آپ کنم اما................البته یه خرده دیر شده اما تو وبمون که خبری نشده در این مورد

بالاخره کنکور امسال هم برگزار شد و نتایج اونهم هفته‌ی پیش اعلام شد . اما حواشی کنکور امسال با سالهای دیگه یه جورایی فرق داشت ....

اعتراض گسترده به نتایج آزمون !!

اگه توی این روزها به سایتها و خبرگزاری سر زده باشید یا روزنامه ها رو ورق زده باشید حتماً این جمله ها رو زیاد دیدید یا خوندید:

تجمع معترضین کنکور مقابل سازمان سنجش ، تنها 4 نفر با رتبه ی سه رقمی پذیرفته نشدند ، رسانه ها در چالش به وجود آمده مبالغه کردند ، حتی یک مورد از اعتراضها هم وارد نیست ، معترضین اعتراض خود را به همراه کارنامه‌ی خود به سازمان سنجش ارسال کنند ، چالش جدید دولت احمدی نژاد ، تحصن کنکوری ها مقابل مجلس ، بیانیه تعداد زیادی از نمایندگان مجلس ، عدالت دولت نهم و کنکور امسال ، سازمان سنجش مجری قانون است نه قانونگذار ،‌ ما اطلاع رسانی کرده بودیم ،‌ اطلاع رسانی سازمان سنجش ناقص بود ، مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی برگشت ناپذیر است ، ما دقیقاً مطابق قانون عمل کردیم ، از همه ی دستگاههای نظارتی دعوت می کنیم ، به همه ی اعتراضات رسیدگی می شود و ...

اونچه ما فهمیدیم !! همه‌ی ماجرا از مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی شروع شده که سازمان سنجش رو موظف می کنه که طبق ضوابط گزینش بومی ، به گزینش دانشجو اقدام کنه و اونهم به نظرم چیز عجیبی نیست ، چون که به گفته‌ی مسئولین 18 سالی هست که روش گزینش ،‌ بر اساس روش بومی انجام می شده و تازه قرار هم شده که 80 درصد رشته ها به صورت بومی استانی ، پذیرش شوند و 20 درصد بقیه هم به صورت کشوری دانشجو بگیرند . به گفته‌ی رئیس سازمان سنجش و با همه ی این اعتراضات ، این مصوبه در آزمون 87 به طور کامل اجرا نشده و این عدد 71/74 درصد بوده  ، که اونهم در مقابل درصد سال گذشته که 62/72 بوده ، افزایش چندانی نداشته است . اما آنچه به نظر  می یاد در این ماجرا اتفاق افتاده باشد "عدم رعایت قانون" نبوده بلکه "خود قانون" مشکل داره که امسال به صورت مشهودی خود را نشان داده است . نکته ی دیگری که باید در پرانتز به آن اشاره کرد این است که عده ای در این مدت سعی کردند این مسئله رو در جهت تضعیف دولت قلمداد کنند و نوعی هوچی گری قبل از انتخابات اخیر ریاست جمهوری آینده را به راه اندازند که در جواب اینگونه افراد باید گفت که با نگاهی به گذشته ی این مصوبه ، می توان به راحتی دریافت که این قانون هیچ ربطی به دولت فعلی ندارد‌ ، در صورتی که در این چند روز این موضوع به یک مسئله ی سیاسی تبدیل شده است تا یک مشکل قانونی .

نویسنده از اونجایی که تجربه ی تحصیل در دانشگاه بومی و غیر بومی رو توی کارنامه ی خودش می بینه ، همواره موافق پذیرش بومی استانی بوده و اون رو در دراز مدت بسیار مفید ، تاثیر گذار و عاملی جهت پیشرفت هر استان می داند ، اما با اجرای این مصوبه قبل از فراهم آمدن زیرساختهای آن ،‌ دو نکته‌ی مهم بوجود می آید که عدم توجه با آنها سبب تضییع حقوق برخی از داوطلبان و بی عدالتی می شود .

الف ) تضییع حقوق بچه های نخبه‌ی شهرستانی

از اونجایی توزیع دانشگاه های معتبر – از جمله امکانات مناسب ، فضای آموزشی ، اساتید برجسته – در سطح کشور  به صورت عادلانه نبوده و حتی اغلب استانها در مرکز آن هم از وجود یک دانشگاه طراز اول بی بهره هستند ، لذا به نظر می آید حقوق داوطلبانی که در این استانها سکونت دارند  و قصد (امکان) تحصیل در دانشگاه های معتبر سایر استانها را دارند ضایع  می شود .

ب) تمرکز دانشگاهها در برخی استانها به ویژه تهران

از اونجایی که مهمترین و معتبر ترین دانشگاههای ایران در تهران وجود دارد ، اختصاص 80 درصد ظرفیت این دانشگاهها به داوطلبان ساکن در استان تهران ، نوعی امتیاز دهی غیرعادلانه به این گونه از افراد و نوعی بی عدالتی خواهد بود .‌

 

هرچند با این مشکلات ( بی عدالتی ها ) باز هم روش گزینش بومی استانی را – در صورت رعایت شدن زیرساختها -  بهترین راه برای گزینش دانشجو می دانم ، ‌اما به نظرم قانون 80 به 20 نباید در حال حاضر برای همه ی دانشگاه ها به صورت یکسان رعایت شود . بلکه باید  هر دانشگاه بر اساس رتبه بندی علمی و امکاناتی دارای درصد شناوری از میزان گزینش بومی – استانی باشد