دسته اول معتقدند جریان موسوم به اصلاح طلبی بواسطه آنچه که بعد از انتخابات نهم ریاست جمهوری واقع شد، وجهه خود را تا حدی از دست داده است و این جریان مجبور است برای حضور مقتدرانه تر در معادلات سیاسی کشور، تمام داشته های خود را در انتخابات آینده به کارگیرد. این دسته خاتمی را تنها شخصیتی می دانند که جبهه اصلاحات می تواند پیرامون وی شکاف های بوجود آمده در ساختار خود را از میان بردارد.اما در طرف مقابل اصولگرایان بیش از آنکه بر روی کاندیدای خود در انتخابات آینده توافق داشته باشند، همه بر روی یک مسئله اشتراک نظر دارند و آن اینکه حضور خاتمی می تواند پایه گذار خارج شدن قدرت از دست اصولگرایان باشد.اما نگاهی هر چند کوچک به اظهار نظرها و موضع گیری های سران و رسانه های متمایل به به جریانات محافظه کار (یا به زعم عده ای همان اصولگرایان) این نکته را بدست می دهد که اهمیت عدم حضور خاتمی برای اصولگرایان بیش از اهمیت حضور خاتمی برای اصلاح طلبان باشد.

به هر حال انتخابات آینده ریاست جمهوری فارغ از حضور یا عدم حضور خاتمی (از زاویه دید یک اصلاح طلب) حاوی نکات بسیار ظریف و با اهمیتی است که بررسی آنها بسیار مهم می نماید.

نخست آن که اصلاح طلبان در درجه اول باید همه تمهیدات خود را برای حضور  حداکثری مردم در انتخابات به کار گیرند. این مسئله از آنجا مهم می نماید که عدم حضور مردم نتایجی را مشابه نتایج انتخابات مجلس و شوراها رقم خواهد زد.

به کارگیری تمامی پتانسیل ها برای جلوگیری از بروز هر گونه تخلف در انتخابات ریاست جمهوری آینده باید در دستور کار اصلاح طلبان قرار گیرد. چه آنکه یکی از عواملی که اعتراض اصلاح طلبان و حتی بخشی از اصولگرایان نسبت به نتایج انتخابات مجلس برانگیخت بروز تخلفات در سطح وسیع و تاثیر گذار در شمارش آرا بود.

اجماع اصلاح طلبان بر روی یک گزینه واحد (با توجه به تعدد احتمالی کاندیداهای اصولگرایان) مسئله ای حیاتی و تاثیر گذار در نتایج انتخابات خواهد بود. تعدد و عدم انسجام شواهد نشان می دهد جز حزب اعتماد ملی که این روزها خود محور نشان داده است، سایر احزاب اصلاح طلب راحت تر بتوانند به یک نتیجه مشترک برسند.

در میان هر آنچه که لازمه موفقیت اصلاح طلبان در رقابت های آتی ریاست جمهوری است، آنچه که مهم و بسیار مهم می نماید آن است که معرفی خاتمی به عنوان کاندیداهای مورد حمایت جریان اصلاح طلب به هیچ وجه من الوجوه نباید به عنوان اولین و آخرین تیر ترکش و راه موفقیت اصلاح طلبان انگاشته شود. هزینه کردن از چهره خاتمی در شرایط کنونی کشور که جریان اصولگرا از همه ظرفیت های خود برای حذف اصلاح طلبان(چه بواسطه نیروهای خود در شورای نگهبان و چه بوسیله تخلف در شمارش آرا یا به هر طریق دیگری) کمک خواهد گرفت، ریسک بسیار بزرگی برای اصلاح طلبان به شمار می رود. چرا که عدم پیروزی خاتمی در انتخابات به هر دلیلی، می تواند زمینه ساز اضمحلال یا انزوای(در نگاه خوشبینانه)جریان اصلاح طلبی را  فراهم آورد. ضمن اینکه شکست احتمالی خاتمی که به نوعی سرمایه، اسطوره و پرچمدار جریان اصلاح طلب به شمار می رود، نمودی از شکست کل جریان اصلاحات خواهد بود و این زمینه را برای فرصت طلبانی که در پی ضربه زدن به اصلاحات و بدنام کردن اصلاح طلبان هستند بیش از پیش فراهم خواهد ساخت و بالاخره اینکه دور از انتظار نیست در صورت شکست خاتمی در انتخابات آتی این جریان به سرنوشت ملی مذهبی ها، نهضت آزادی و بسیاری دیگر دچار شود